لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
3کشف حجابهای غیب، اطمینان نفس به راه و به مسیر است، و این اطمینان با تزلزل، در تناقض و تنافی است. مقدار حرکت هر شخص براساس اطمینان و تنجّزی است که نسبت به مسائل خود و راه خود، و نسبت به اطاعت و اهداف و غایات حرکت خود دارد. البتّه این یقین، به این زودی برای شخصی پیدا نمیشود! انسان نسبت به مسائل باید به مقام یقین برسد تا بتواند قضاوت کند، وإلاّ نمیتواند.
راه حصول مرتبۀ یقین قلبی و علم باطنی
امام سجّاد علیه السّلام میفرمایند:
الزّهدُ علیٰ عَشرةِ أشیاءَ، فأعلیٰ درجةِ الزّهدِ أدنیٰ درجةِ الوَرَعِ، و أعلیٰ درجةِ الورعِ أدنیٰ درجةِ الیقینِ، و أعلیٰ درجةِ الیقینِ أدنیٰ درجةِ الرّضا! ألا و إنّ الزّهدَ فی آیةٍ من کتابِ اللَه عزّوجلّ: ﴿لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡ وَٱللَهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾1.2
«زهد ده پایه و ده مرتبه دارد؛ بالاترین درجۀ زهد، پایینترین درجۀ ورع است؛ و بالاترین درجۀ ورع، پایینترین مرتبۀ یقین است؛ و بالاترین مرتبۀ یقین، پایینترین درجه و مرتبۀ رضا و تسلیم امر پروردگار است. زهد در یک آیه از آیات إلهی تفسیر شده است؛ خداوند میفرماید: ﴿(زهد این است که) بر آنچه که از شما فوتشده تأسّف مخورید، و به آنچه که به شما دادهشده دلخوش مکنید!﴾»
حالا من از شما سؤال میکنم: ما خود را در کدامیک از این مراتبی که امام سجّاد بیان فرمودهاند مییابیم؟ شاید بیرو در بایستی ما به زهد هم نرسیده باشیم، چه برسد به ورع و به یقین و به رضا! معنای ﴿لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ﴾ این است که انسان تمام اشیاء و افعال و حوادث را از پروردگار ببیند؛ این معنای زهد است! «الورع عن محارم اللَه»3 هم أدنیٰ درجۀ ورع است! بنابراین، به این زودی مرتبۀ یقین برای انسان بهدست نمیآید!
- . سوره حدید (57) آیه 23.
- . الکافی، ج 2، ص 128.
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص 95.

