اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

17٬069

1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

توضیحات:

1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

5
  • اگر پیغمبر اکرم در این زمان، حاضر شود و ما از ایشان بپرسیم: آیا شما این روایت را فرموده‌اید یا خیر؟ می‌فرمایند: بله، من این روایت را گفته‌ام. بپرسیم: آیا منظور شما از تکثیر همین تکثیر ظاهر است، یا به عبارت آقایان، باید به کیفیّت پرداخت؟ می‌گویند: نه‌خیر! مگر من زبان نداشتم که بگویم به کیفیّت باید پرداخته شود! بیست و سه سال در میان مردم بودم، آیا یک مرتبه گفتم که تکثیر نکنید مگر اینکه در محیط مساعد و امثال ذلک باشد؟! این می‌شود جعل؛ جعل یعنی مطلبی را به پیغمبر نسبت بدهیم که پیغمبر این مطلب را نفرموده است و می‌گوید: از این حرف بیزارم!

  • چون نمی‌توانند جعل کنند، لذا در مفاد حدیث دست می‌برند که منظور از این روایت، این است و منظور از آن روایت، چنین است! مگر تو منظور پیغمبر را فهمیده‌ای؟! مگر تو به‌جای پیغمبر نشسته‌ای؟! مگر خود پیغمبر نمی‌توانست منظورش را بیان کند؟! تو آمده‌ای وکیلِ زبان پیغمبر شده‌ای؟!

  • تحریف قضیّۀ غدیر به‌وسیلۀ تأویلات و توجیهات نادرست

  • بعضی از علمای اهل‌سنّت این مطلب را بیان می‌کنند و به علمای اهل‌تسنّن گوشزد می‌کنند و می‌گویند:

  • چرا سعی و تلاش شما در مقام انکار واقعۀ غدیر است؟! واقعۀ غدیر یک واقعۀ تاریخی است و جای انکار ندارد، بیایید مسائل و مطالبِ آن واقعه را تأویل و توجیه کنید؛ اینکه راحت‌تر است! توجیه کنید که منظور از «مَن کُنتُ مَولاهُ فهَذا علیٌّ مَولاهُ» دوست است: «ای مردم، هر کسی که من دوست او هستم، این علی نیز دوست اوست!» مسئله تمام می‌شود و دیگر نه خلافت و زعامت و نه حکومت و امامتی ثابت می‌شود.1

  • بعد از طبری همه این کار را انجام داده‌اند، منتها از آنجایی که اینها آدم‌های خیلی بی‌سوادی هستند، این نکته را فراموش کرده‌اند که بر فرض که این روایت را به‌معنای دوست بگیریم، باز حجّت علیه آنها تمام است؛ زیرا پیغمبر اکرم که می‌فرمایند: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا علیٌّ مَولاهُ.» بنابر نقل خود آنها، پس از بیان این عبارت است که فرمودند: «أیُّها النّاسُ، ألَستُ أولیٰ مِنکُم مِن أنفُسِکُم؛2 آیا من از خود شما به شما نزدیک‌تر نیستم؟!» اگر شما این اولویّت را به‌معنای حبّ و محبّت و دوستی بدانید، ما قبول می‌کنیم که پیغمبر می‌فرماید: «آیا من از شما به شما محبوب‌تر نیستم؟!» و ما در جواب می‌گوییم: بله، یا رسول‌اللَه! پس پیغمبر که می‌فرمایند: «نفس و جان من از نفس و جان شما به شما محبوب‌تر است!» یعنی شما به هر مقدار که حبّ به ذات و حبّ به نفس و حبّ به خودتان و بقا و دوام خود دارید، باید بیش از آن‌مقدار، حبّ به من و بقا و خواست من داشته باشید؛ چون حبّ به ذات، ملزوم حبّ به لوازم ذات است.

    1. تطهیر الجنان و اللسان، ص ٩٤.
    2. جهت اطّلاع بر مصادر این حدیث در کتب اهل‌سنّت رجوع شود به امام شناسی، ج ٧، ص ١٦٦ ـ ١٨٥.
/ 380