
انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.
انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
توضیحات:
1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.
انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
10در رژیم گذشته، مردم از قضایا و حوادثی که دور و بر رژیم شاهنشاهی در جریان بود، اطّلاع داشتند و وضع أعلیٰحضرت و همۀ اطرافیانش برای آنها روشن بود، ولی آنها برای اینکه بتوانند مردم را در یک وضعیّت آرام و موقعیّت بیطرفانه و چهبسا خوشبینانه نگه دارند، در میان افراد و دار و دستۀ خود، افرادی وجیهالملّة را میگماشتند و با تشکیل مجالس و رجوع علمای بیدین به آنها، مسئلۀ سلطنت و نظام شاهنشاهی را برای مردم توجیه میکردند! امثال کاتوزیانها و افرادی که از نظر توجیه ملّی در موقعیّت مناسبی قرار داشتند، بالاترین خیانت را به اسلام و مسلمین انجام میدادند؛1 و بعضی از علما و آخوندهای بیدین طهران با رجوع به منازل اینها و دریوزگی به پیشگاه خادمان أعلیٰحضرت، بالاترین خیانت را به شعائر اسلامی و به مبانی تشیّع وارد میکردند! اینها همانهایی بودند که با توجیهات غیر وجیه و با توجیه حفظ نظام فعلی، به خواستها و امیال دنیایی خود، جامه شرعی میپوشاندند! «أمینُ الخائنِ خائنٌ!»
آیا اگر این افراد نبودند، نظر مردم نسبت به نظام شاهنشاهی همان نظر با وجود اینها بود؟! آیا مردم در آن زمان نمیگفتند: این نظام، نظامی است که چنین افراد موجّهی در میان آن، مشغول به خدمت خلق و برآوردن حاجات مردم هستند؟! چه کسی باعث این تفکّر مردم میشد؟ این موجّهینِ نظام باعث میشدند تا اینکه مردم نتوانند آن صلابت و حِدّت و دفاع متین را در برابر نقشههای استعمار، عملی کنند و این مسئله سبب میشد تا چشم و گوش مردم بسته باشد.
فریب دادن مردم با استفاده از افراد موجّه و ظاهرالصّلاح
یکی از اقوام ما نقل میکرد:
ارتشبد اویسی (همان جلاّدِ معروف که در هفدۀ شهریور, جریان آن روز جمعه را بهوجود آورد) من را برای مسئولیّت به یکی از استانها فرستاد. من گفتم: من را که میشناسی، من آدم نمازخوانی هستم، آدم روزهگیری هستم، شراب نمیخورم و به آلات غیرشرعیّه کاری ندارم؛ تو که من را به آنجا میفرستی، من از خوردن شراب در باشگاهها و مجالس عمومی ممانعت بهعمل میآورم و مردم و سربازها و افسران را به مسجد میکشانم!
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به مطلع انوار، ج ٢، ص ٤٠٥.
