انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
6دارید، باید بیش از آنمقدار، حبّ به من و بقا و خواست من داشته باشید؛ چون حبّ به ذات، ملزوم حبّ به لوازم ذات است.
من که عملی را انجام میدهم و فعلی را بر طبق مصلحت خود انجام میدهم، به این جهت است که ملزوم این قضیّه، حبّ به ذات من است؛ یعنی چون من خود و مصلحت خود و بقای خودم را میخواهم، لذا در صدد جلب منافع برای بقای خود و دفع مضارّ از بقای خود، حرکت میکنم. بنابراین اگر من کسی را واقعاً بیش از خودم دوست داشته باشم و محبوبتر از خود من باشد، در صورت تعارض بین دو عمل که یکی برای بقای خود و دیگری برای بقای آن محبوب است و یکی بهجهت مصالح خود و دیگری بهجهت مصالح آن محبوب است، آن أفعال و أعمالی که بر طبق مصالح محبوب است، بر مصالح خود مقدّم میدارم!
حالا که «ألستُ أولیٰ بکُم مِن أنفُسِکُم؟!» یعنی: «آیا من از شما به شما محبوبتر نیستم؟!» و آنها هم گفتند: «بله، تو از خود ما به ما نزدیکتر و محبوبتر هستی!» یعنی: در تعارض عملی که تو بخواهی و عملی که ما بخواهیم، باید عمل مورد نظر تو بر عمل مورد نظر ما مقدّم شود، پس «فَمَن کُنتُ مَولاهُ فعَلیٌّ مَولاهُ!» یعنی: «هر کسی که من دوست او هستم، علی هم دوست اوست!»
قضیّه هیچ فرقی نمیکند و مآل و نتیجه یکی است، چه ما اولویّت را اولویّت به معنای تقرّب و ولایت بدانیم یا به معنای محبّت بدانیم؛ زیرا محبّت ذات به ذات، متأخّر از محبّت ذات پیغمبر به ذات ما است، و وقتیکه تأخّر این قضیّه ثابت شد، پس أعمال و کرداری هم که لازمۀ محبّت به ذات است، از أفعال و أعمالی که به دستور و به خواست آن محبوب انجام میگیرد، متأخّر واقع میشود.
منتها این آقا این را نمیفهمید؛ لذا گفتند: چرا بیاییم این واقعه را از بین ببریم؟! چرا این قضیّۀ تاریخی را انکار کنیم که فردا بگویند: این مدرکاش است! میآییم کار راحتتری انجام میدهیم و کلام پیغمبر را از حجّیت میاندازیم و آن را برخلاف منظور ایشان برای مردم توضیح میدهیم؛ خیلی کار راحت و آسانی است

