اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

0

1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

4
  • تأویلات و توجیهات ناصواب برخی غیر مطّلعین نسبت به روایت «تکثیر اولاد»

  • مثلاً ظاهر روایت را که تابه‌حال حجّیت دارد، به‌صورت غیرِ ظاهر ارائه می‌کنند و مضمون خبر و حدیث را به‌نحوی تأویل می‌کنند که مطابق با آرائشان

  • از آب دربیاید. و اگر هم نتوانستند این کار را انجام بدهند و دلالت خبر و روایت به‌نحوی بود که قابل شکّ و شبهه نبود، [سندیّت آن را مورد تردید قرار می‌دهند]؛ همچون روایتی که پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم می‌فرماید:

  • تَناکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا، فَإنّی أُباهی بِکُمُ الأُمَمَ یومَ القیامةِ و لو بِالسِّقطِ؛1

  • «ای امّت من، نکاح و ازدواج کنید و فرزندان به‌وجود بیاورید و فرزندان خود را تکثیر و زیاد کنید که من به شما به‌واسطۀ تکثیر اولاد امّتم بر سایر اُمَم و ادیان الهی، مباهات و افتخار می‌کنم و فخر می‌فروشم، ولو به آن بچّۀ سقطی که از شما به‌وجود آمده است!»

  • مغزهای پوچ آنان که فقط فرمول یاد گرفته است، معنای این روایت را نمی‌فهمد که چطور یک فرزند سقط‌شده در عالم برزخ به‌واسطۀ تربیت مربّیان الهی تربیت می‌شود و به کمال وجودی خود می‌رسد؛2 اینها این مطالب را نمی‌فهمند! اینها بین فرزند انسان با بچّۀ حیوانات فرقی نمی‌گذارند؛ لذا چون نمی‌توانند این روایات را از معنای مطابقی برگردانند و بر طبق خواست و میل خویش تأویل و توجیه کنند، از سندیّت آن دست برمی‌دارند و سندیّت و حجّیت این روایات را مورد تردید و سؤال قرار می‌دهند، و بلکه اگر به قدر یک یا دو کلاس بهتر درس خوانده باشند، در خود دلالت حدیث نیز خدشه وارد می‌کنند؛ درحالتی‌که این حدیث حدیثی است که شیعه و سنّی آن را نقل کرده است،3 و احادیثی از این قبیل بسیار است.4

  • این می‌شود توجیه و تأویل و جعل! جعل یک روایت یعنی شما خبر و مفاد کلامی را به امام علیه السّلام نسبت دهید که روح آن امام هم از آن، خبر نداشته باشد!

    1. جامع الأخبار، شعیری، ص ١٠١.
    2. الأمالی، شیخ صدوق، ص ٤٥١؛ تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣٣٢؛ معاد شناسی، ج ٣، ص ١١٣:
      «در کتاب أمالی شیخ صدوق، ضمن روایت طویلی که دربارۀ معراج رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم بیان می‌کند، با سند متّصل خود از عبدالرّحمن بن غنم، این فقره را ذکر می‌کند که:
      قال: لمّا أُسرِیَ بالنبیّ صلّی الله علیه و آله مَرَّ علیٰ شیخٍ قاعدٍ تحتَ شجرةٍ و حولَه أطفالٌ، فقالَ رسول الله صلّی الله علیه و آله: ”مَن هذا الشّیخُ یا جَبرَئیلُ؟“ فقال: ”هذا أبوکَ إبراهیمُ علیه السّلام.“ قال: ”فما هؤلاء الأطفالُ حَولَهُ؟“ قال: ”هؤلاء أطفالُ المؤمنینَ حولَهُ یَغذوهُم!“
      ”می‌گوید: چون رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به معراج رفت، عبورش افتاد به پیرمردی که در زیر درختی نشسته بود و در اطراف او کودکانی گرد آمده بودندرسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سؤال کرد: ای جبرئیل، این پیرمرد کیست؟ جبرائیل گفت: این شیخ، پدر تو ابراهیم است.
      رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم سؤال کرد: این اطفال در اطراف او کیان‌اند؟ جبرائیل گفت: اینها اطفال مؤمنان هستند که حضرت ابراهیم به آنها غذا می‌دهد!“
      مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ روایت کرده است از تفسیر علیّ بن إبراهیم، از پدرش، از سلیمان دیلمی، از أبوبصیر، از حضرت امام صادق علیه السّلام:
      قال: ”إنّ أطفالَ شیعَتِنا مِنَ المُؤمِنینَ تُرَبّیهِم فاطِمةُ علیها السّلام.“
      ”حضرت فرمودند: به‌درستی‌که اطفال شیعیانِ ما را از مؤمنین، حضرت فاطمه سلامُ الله عَلیها تربیت می‌کند.“»
    3. کتاب الأم، شافعی، ج ٥، ص ١٥٤؛ معرفة السنن و الآثار، بیهقی، ج ٥، ص ٢٢٠؛ تفسیر الرازی، ج ٥، ص ١١٨؛ ج ٣٢، ص ١٢٧؛ جواهر العقود، منهاجی، ج ٢، ص ٣ و ٤٦ و ٤٨.
    4. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون ترغیب اسلام به نکاح و تکثیر اولاد، و نهی از عذوبت و عقیم بودن رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٨٥.