انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّهِ ربّ العالَمینَ
و صلَّی اللَه علیٰ سیِّدِنا و نبیِّنا أبیالقاسمِ مُحمّدٍ
و علیٰ آله الطّیِّبینَ الطّاهرینَ المعصومینَ المکرَّمینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعینَ إلیٰ یوم الدّین
قال اللَه تعالیٰ فی کتابهِ:
﴿وَإِذَا رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾.1
نوع اوّل جعل: جعل حدیث دروغین
بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و همینطور سایر ادیان الهی آمده است، مسئلۀ جعل و تحریف است. مسئلۀ جعل بر دو قسم است:
قسم اوّل: جعلِ ظاهری است؛ یعنی شخصی یک روایت و خبری را به دروغ، به امام علیه السّلام یا پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نسبت میدهد و بهواسطۀ این عمل، حکمی از احکام الهی تغییر پیدا میکند، حکمی میرود و حکم دیگری جایگزین آن میشود.
نوع دوّم جعل: کتمان احادیث و حقایق
قسم دوّم: جعل بالملازمه است؛ یعنی انسان روایتی را که امام یا پیغمبر اکرم بیان کردهاند، عمداً کتمان کند. گرچه این بهمعنای جعل اصطلاحی نیست، امّا همان حکم جعل بر این عمل هم مترتّب است. چهبسا ممکن است بهواسطۀ کتمان یک حدیث یا روایت یا خبر یا قضیّۀ تاریخی، حکمی از بین برود و حکم جدیدی جایگزین حکم ما أنزلاللَه شود؛ چون این خبر متضمّن بیان حکمی از احکام الهی و یا متضمّن اعتقادی از اعتقادات معارف حقّۀ شیعه است، بنابراین خلافِ ما أنزلاللَه جایگزین ما أنزلاللَه خواهد شد. این هم از اقسام جعل است؛ جعلِ یک حکم بهجای حکم دیگر بهواسطۀ کتمان و بهواسطۀ بیان نکردن.
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّـٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَـٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ﴾.2
«آن کسانی که بهخاطر آراء و أهواء دنیویّۀ خود، اخبار و احادیث و هدایتها و بیّناتی را که ما در کتاب فرو فرستادهایم، کتمان کردهاند و برای مردم بیان نمیکنند، اینان افرادی هستند که خدا آنها را لعنت میکند و لاعنون (فرشتگان و ملائکۀ مقرّب) نیز آنها را لعنت خواهند کرد.»
- . سوره أنعام (٦) آیه ٦٨. مهر تابان، ص ١٤٥:
«و چون ببینی کسانی را که در آیات ما خوض میکنند و به بحث و انتقاد و استهزاء میپردازند، از آنها اعراض کن و با آنها همنشین مشو! به جهت آنکه از این بحث و انتقاد دست بردارند و در مطلب دیگری خوض کنند و به بحث و انتقاد اشتغال یابند. و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت و با آنان همنشین شدی و به بحث و گفتگو پرداختند، به مجرّد آنکه متنبّه شدی و متذکّر گردیدی، دیگر بعد از این تذکّر، با گروه ستمپیشگان منشین!» - . سوره بقره (٢) آیه ١٥٩.
- . سوره أنعام (٦) آیه ٦٨. مهر تابان، ص ١٤٥:

