انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
12حکایتی در باب مکر ظالمان با سوء استفاده از علمای دنیا طلب
حضرت علاّمه آیة اللَه والد ـ دام ظلّه ـ نقل میکردند:
مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند: «موقعی که ما در نجف بودیم، یک همبحث داشتیم که بسیار مرد خوشفهم و سریعالإنتقالی بود. دوران تحصیل را تمام کرد و به درجۀ اجتهاد و اخذ مدارک رسید، و بعد به شاهرود که منزلشان در آنجا بود، برگشت. از وقتیکه وارد آنجا شد، دیگر حاکم علیالإطلاق دینی شهر بود و من کموبیش از حالات و روحیّات او مطّلع میشدم که مرجع مبسوط الید و حاکم مقتدر شرعی شاهرود و آن منطقه شده است.
مدّتها از این زمان و از این جریان گذشت. یک روز گرم تابستانی بود و من در بالاخانۀ منزل نشسته بودم که یکمرتبه دیدم در میزنند و یکی از فرزندانم آمد و گفت: ” یک شخص ریشتراش کراواتی با کلاه شاپویی و یک عصا آمده است و میپرسد: اینجا منزل حاج سیّد جمال گلپایگانی است؟ گفتم: بله. گفت: با ایشان کار دارم و میخواهم ایشان را زیارت کنم!“ گفتم: بگویید: بالا بیاید!
در این هنگام مردی وارد اطاق شد که ظلمت همۀ فضا را اشغال کرد؛ به او گفتم: شما کیستید؟ گفت: ”آیا مرا نمیشناسید؟!“ گفتم: نهخیر! گفت: ”من فلانی، همبحثی شما هستم!“ تا من این حرف را شنیدم گفتم: قَبَّحَ اللَه وَجهَک!1 این چه قیافه و سیمایی است که برای خود ساختهای؟! آمد نشست و مشغول صحبت شد. از او پرسیدم: چرا اینطوری شدهای؟ گفت: ”آن موقعی که ما به شاهرود رفتیم و مشغول رتق و فتق امور شدیم، حاکم هر حکمی که میخواست برخلاف اسلام بکند، ممانعت میکردیم و نمیگذاشتیم. از این قضیّه گذشت، کمکم دیدیم آن افرادی که در اطراف ما بودند کم شدند؛ اینها مشغول شدند و آن اطرافیان را یکییکی گرفتند! مدّتی از این قضیّه گذشت، روزی حاکمْ ما را به منزلش دعوت کرد؛ رفتیم و دیدیم سفرهای خیلی مفصّل و عجیب به افتخار جناب حجّة الإسلام
- . ترجمه: «خدا صورتت را کریه و زشت گرداند!» (محقّق)

