انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
3لذا مسئلۀ کتمان حدیث، همدوش و همگام با جعل حدیث و انتساب یک خبر به پیغمبر اکرم یا امام، وِزر و وبال و عاقبت بدی دارد و تبعاتی که بر جعل حدیث مترتّب است، بر کتمان حدیث نیز بار میشود.
رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم میفرمایند:
مَن سُئِلَ عن عِلمٍ یَعلَمُهُ فَکَتَمَهُ، أُلجِمَ یومَ القیامةِ بِلِجامٍ مِن نارٍ، و هو قولُهُ
تعالیٰ: ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ﴾.1
«هر کسی که در مسئلهای مسئول واقع شود و مطلبی از او سؤال بکنند، درحالتیکه مسئله را میداند و از عهدۀ جوابش برمیآید، ولی بهخاطر آراء و أهواء و مصالح دنیوی بیان نکند (مثلاً آمدهاند و از او یک سؤال شرعی میکنند، میبیند اگر جواب این سؤال شرعی را بدهد به مصلحت او صدمه میخورد، به مصالح دنیویاش صدمه میخورد، منفعت دنیوی از او فوت میشود، لذا سؤال را جواب نمیدهد یا دو پهلو جواب میدهد؛ و بر این اساس، خلاف ما أنزلاللَه برای آن فرد بیان و روشن میشود) [لجامی از آتش بر دهان او زده خواهد شد و این است معنای گفتار خداوند متعال که میگوید]: ﴿پروردگار متعال و ملائكه اين شخص را مورد لعنت خودشان قرار ميدهند﴾.»
این مسئله مربوط به کتمان است.
نوع سوّم جعل: تأویل و توجیه غیر موجّه احادیث و حقایق دین
قسم سوّم: مسئلۀ بسیار دقیق و ظریفی که در اینجا مطرح است و بحث جعل به آن تعلّق میگیرد، مسئلۀ توجیه و تأویل غیرموجّه است. در مسئلۀ جعل حدیث، دست خیلی از افراد بسته است و بالأخره مسئله و قضایا روشن میشود و ممکن است آبروی شخص برود؛ همچون قضیّهای که دیروز عرض شد2 که آبروی آن بندۀ خدا رفت؛ چون طرفِ وی شخص عالمی بود و جعلیبودن شجرهنامه برایش مشخّص بود. لذا افراد رِند و زیرک هیچگاه دست به جعل بالمطابقۀ حدیث نمیزنند؛ روش اینها این است که روایتی را که دارای وجوه مختلفی است، أخذ میکنند و حمل بر مواردِ مصلحت خودشان میکنند.
- . تفسیر البرهان، ج ١، ص ٣٦٦.
- . رجوع شود به ص ٧٩.

