جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
8﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ وَٱللَهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴾؛ «این فضل خدا است که به هر کسی بخواهد میدهد و خداوند واسع و علیم است.»
لذا وظیفۀ طلاّب و علمای راستین و حقیقی این است که: آنچه را از منابع اصیل اسلامی و به دور از هویٰ و هوس و به دور از جار و جنجال و منابع فریبدهنده و گولزننده بهدست میآورند، برای مردم بیان کنند؛ این وظیفۀ ما است!
اگر دیگران مطلب را به نوعی دیگر فهمیدهاند خودشان مسئول هستند، ولی ممکن است ما جور دیگری مطلب را بهدست بیاوریم؛ اگر هم بر آنها وحی و الهام میشود، خُب مطلب دیگری است. منابع، تنها همین است که در دست ما است. فهم کسی از یک مسئله نباید باعث شود که ما از فهم و بصیرت خود نسبت به آن مسئله دست برداریم؛ و همانطوریکه دیگران به مدارک و مسانید اطّلاع پیدا میکنند، بقیّه هم مطّلع خواهند شد.
جعل حدیث، یکی از مصائب ادیان الهی
یکی از ابتلائاتی که از زمان پیامبر اکرم به این طرف، گریبانگیر جامعۀ مسلمین بود و حتّی قبل از زمان پیغمبر اکرم در اقوام یهود و نصاریٰ نیز وجود داشته است، مسئلۀ جعل حدیث بود. افراد به نفع دنیای خودشان جعلحدیث میکردند و دروغ میبستند. یک خبر دروغ و یک روایت دروغ را برای اینکه دنیای خودشان آباد بشود از پیغمبر اکرم نقل میکردند!
تبلیغات سوء معاویه با استفاده از جعل احادیث دروغین
واقعاً این خیلی رذالت است و واقعاً خیلی دنائت است! آخر مگر یک شکم چقدر جا میگیرد، آخر مگر آدم چقدر در این دنیا باید بخورد، چقدر باید دربیاورد که راضی بشود چهارصد هزار درهم از معاویه بگیرد و یک دروغ به امیرالمؤمنین ببندد، فقط یک دروغ؟!1
- . شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 4، ص 73؛ رسالۀ نوین، ص 128:
«معاویه فرستاد نزد سَمُرَة بن جُندَب و پیام داد: ”یکصد هزار درهم میدهم تا برای مردم روایت کنی که آیۀ قرآن:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَهِ وَٱللَهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ﴾؛* «بعضی از مردم هستند که بهجهت بهدست آوردن رضای خدا، جان خود را میدهند و به خدا میفروشند، و خداوند به بندگان خود مهربان است.»
دربارۀ ابنملجم مرادی (که شقیترین کسی از قبیلۀ مراد بوده است)، نازل شده است؛ و آیۀ:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ وَٱللَهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾.**
«و بعضی از مردمان هستند که سخنان آنها بسیار زیبنده و فریبنده و برای زندگی دنیا خوشایند و نیکو است، و چون سخن گویند خدا را بر صدق مدّعای باطنی و دل خود گواه میگیرند، درحالیکه دشمنترین و سرسختترین دشمنان به اسلام و قرآناند. و چون پشت کنند، (و ای پیامبر) از نزد تو بروند، آنچه در توان دارند برای فساد در روی زمین، و از ریشه برانداختن نسل مردم، و خرابکردن منافع و زراعت و درختان بهکار برند؛ و خداوند فساد را دوست ندارد. و چون به آنها گفته شود: از خدا بپرهیز! چنان مقام شخصیّتطلبی و عزّت او را به گناه درگیرد و باد غرور در سر بدواند، که هیچ جایگاهی جز جهنّم و آن محلّ پست و سوزاننده برای آنان بهتر نباشد.»
دربارۀ علی بن أبیطالب نازل شده است.“ سمرة بن جندب قبول نکرد؛ معاویه دویست هزار درهم داد، سمرة قبول نکرد؛ معاویه چهارصد هزار درهم داد، سمرة قبول کرد.»
* سوره بقره (2) آیه 207.
** سوره بقره (2) آیات 204 ـ 206.
- . شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 4، ص 73؛ رسالۀ نوین، ص 128:

