جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
21روحیّاتش فرق میکند و مسائلی را ادراک میکند؛ ولی وقتی که رفت، کمکم آن سرمایههای خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد، تا کار به جایی میرسد که فتوا به قتل سیّدالشّهدا میدهد! دیگر از این بالاتر! و بعداً توجیه میکند:
چون حسین بن علی («فرزند رسول خدا» هم نمیگفتند و پای پیغمبر را بهمیان نمیکشاندند!) علیه حکومت، قیام کرده است و چون این حکومت، حکومتِ حق و حکومت عدل است و امیر المؤمنین یزید بن معاویه خلیفۀ مسلمین است، لذا قیام علیه خلیفۀ مسلمین شرعاً حرام و دفعش واجب است!1
تمام شد! خیلی موجّه، خیلی خوب و خیلی بهجا و صحیح!
ممکن است صورت قضیّه فرق کند ولی اصل قضیّه که فرق نمیکند، و تنها صورت مسئله متفاوت است؛ ولی همیشه و در هر زمانی و در هر بُرههای، افرادی بودهاند که به ایننحو توجیه میکردند و مسائل را به نفع مطامع خود تأویل میکردند و برمیگرداندند.
شریح قاضی فتوا میدهد و مردم نیز حرکت میکنند و به جنگ امام حسین میآیند. میآیند تا این شخص طاغی و یاغی علیه حکومت مسلمین را از بین ببرند! خیلی باید حواسمان جمع باشد! میآیند تا چه کسانی را از بین ببرند؟
فقَد بَرَزَ إلیهم غُلامٌ أشبهُ النّاسِ خَلقًا و خُلقًا و مَنطِقًا بِرَسولِکَ.2
افرادی که به شهادت خود دشمنان در روز عاشورا که میگویند:
- . جواهر الکلام فی سوانح الأیام، ج 1، ص 88:
«”بسم الله الرّحمٰن الرّحیم، و لقد ثَبَتَ عندی أنَّ حسینَ بن علیّ خَرَجَ عن دین رسول الله، فهو واجب القتل.“ و یا بعضی گفتهاند: ”لقد ثَبَتَ و حقّق عندی أنَّ حسینَ بن علیّ خَرَجَ علیٰ إمام المسلمین و أمیر المؤمنین یزیدِ بن معاویه، فَیجِبُ علیٰ کافَّةِ النّاسِ دفعُه و قتلُه.“» - . اللهوف، ص 113. امام شناسی، ج 15، ص 320:
«تحقیقاً جوانی بهجهت مبارزت با ایشان بیرون رفت که از جهت خلقت و از جهت اخلاق و از جهت گفتار، شبیهترین مردم به پیغمبر توست.»
- . جواهر الکلام فی سوانح الأیام، ج 1، ص 88:

