جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
19سردار کابلی میگوید: «من خیلی تعجّب کردم و گفتم: آخر برای چه تو این کار را انجام میدهی؟!
گفت: ”آیا به گرفتن دِه چشمه سفید (که ملکی بسیار خوش آب و هوا و دارای أنهار و درختان خیلی سرسبز و مرغوبی در بیرون کرمانشاه بوده است) نمیارزد که ما این کار را انجام دهیم؟!“»
خاک بر سرت کنند که آبروی اهل علم را میبری!
ایشان میگوید: «وقتیکه من این حرف را شنیدم خیلی متأثّر شدم و اصلاً دیگر با او صحبت نکردم و او هم مشغول کارش شد و بالأخره طوماری درست کرد.»1
متأسّفانه این طومار هنوز در میان اقوام خود ما وجود دارد؛ چون نسب ما از ناحیۀ مادری به وحید بهبهانی میرسد، و اینها خیال کردند که این شجرهنامه صحیح است و آن را چاپ و تکثیر کردند و در میان خانوادههایشان در کرمانشاه و طهران گذاشتند و افتخار هم میکنند که نسب ما به شیخ مفید میرسد، درحالیکه اصلاً سند ندارد و دروغ بوده است. البتّه میخواستند به ما هم بدهند که من در جایی صحبت کردم و گفتم که همۀ اینها دروغ است! آخر، خودش میگوید: «از خودم درآوردهام!»
ایشان هم منتظر بود تا یک مجلس جشن یا عیدی از اعیاد تولّد ائمّه برسد؛ چند روز بعد، آن طومار را برداشت و با عزّت و احترام نزد ملاّ اسداللَه کرمانشاهی، نوادۀ مرحوم وحید بهبهانی که در مجلس نشسته بود، برد. ایشان در گوشهای از مجلس نشست تا اینکه مجلس قدری خلوت شد، خود ملاّ اسداللَه احساس کرد که ایشان کاری با او دارد، گفت: «چهکار دارید؟» دست کرد و از کیف خود طومار را درآورد و گفت: «من نسب شما را به شیخ مفید پیدا کردم!»
ملاّ اسداللَه هم که ملاّ و باسواد و حاکم شرع بود، نگاهی کرد و فهمید که جریان چیست؛ گفت: «این خدمت خود شما باشد!»
- . زندگانی سردار کابلی، ص 106.

