جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
16است ـ حکایت خیلی غریب و لطیفی بیان شده است. مرحوم سردار کابلی در کرمانشاه بودند، منتها چون از بلاد پاکستان و اطراف آن به ایران هجرت کرده بودند و در آنجا به بزرگان و رؤسای قبایل، سردار میگفتند، عنوان سردار بر ایشان باقی مانده بود؛ و الاّ ایشان یکی از بزرگترین علمای شیعه بوده است و از مفاخر شیعه بهحساب میآیند. نویسندۀ این کتاب میگوید:
روزی مرحوم سردار کابلی، که از بزرگان از علما و از مفاخر عالم اسلام و شیعه است، برای من نقل کرد: «روزی یکی از علمای علم حدیث و رجال و درایه به نام سیّد جعفر أعرجی کاظمینی، از عتبات عالیات به منزل ما آمد و مهمان ما شد؛ ما هم کتابخانۀ خود را در اختیار ایشان قرار دادیم که ایشان از این کتابخانه استفاده کنند. بهواسطۀ حضورش در آنجا و ارتباط با ما، کموبیش با یکی از علما به نام مرحوم شیخ أسداللَه کرمانشاهی که حاکم شرع آن بلاد و از نوادههای مرحوم وحید بهبهانی بود، ارتباط پیدا میکند. خُب حکّام شرع و علمایی که در آن زمان مبسوط الید و مقتدر بودند، امکاناتی در اختیار داشتند و این شخص برای رسیدن به دنیای خودش با او ارتباط برقرار میکند.»
از این قضیّه میگذرد، سردار کابلی میگوید: «بعضی از اوقات که من وارد کتابخانه میشدم، میدیدم این شخص که عالم رجالی بود و به انساب وارد بود و از اسامی افراد اطّلاع داشت و بر رجال مطّلع بود، با کتب رجالی من خیلی مشغول است. کاغذهایی هم در مقابل خود گذاشته و نامهایی در آنجا نوشته است. گاهی اوقات اسمی را بالا مینویسد، گاهی اوقات یک اسم را پایین مینویسد و تغییر میدهد و تبدیل میکند. من نمیفهمیدم که به چهکاری مشغول شده است؛ از او سؤال کردم: میخواهی چه کنی و چه چیزی را میخواهی پیدا بکنی؟ جواب من را نداد. یک روز گذشت، روز دوّم من دوباره سؤال کردم و اصرار ورزیدم که چهکار داری میکنی؟ آخر مدام این اسمها را پس و پیش میکنی، اسمی را بالا مینویسی، دوباره خط میزنی و پایین مینویسی؛ داری چهکار میکنی؟!

