جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
15لا سَبَقَ إِلّا فی خُفٍّ أو حافِرٍ أو نَصلٍ؛1 «شرط بندی و مسابقه نیست مگر در سه چیز، و در غیر آن حرام است: یکی در خُفّ (مثل شتر سواری)؛ و در حافِر (مثل اسب و قاطر)؛ و یا نَصل (مانند تیراندازی و نیزهاندازی و شمشیربازی)!»
فقط در این سه چیز شرطبندی اشکال ندارد و بقیّه، همه حرام است. ایشان «أو جَناحٍ» را نیز اضافه کرد؛ یعنی: هر چیزی که پر داشته باشد. خُب کبوتر هم جزو پر دارها است دیگر! لذا شرطبندی بر کبوتر و شاهین و باز و امثال ذلک که بر حسب میل و امیال سلاطین و حاکمان است، حلال میشود.
مسئله، مسئلهای جدّی است! باید بدانیم که مسئلۀ جعل حدیث، در چه وضعیّتی قرار دارد.
مهدی عبّاسی ده هزار درهم به او میدهد و وقتیکه میرود، به مجالسین خودش رو کرده و میگوید: «من میدانم این پدرسوخته به پیغمبر دروغ بسته است!» امّا چون خلیفۀ عبّاسی از این حدیث خوشش میآید، جایزۀ بزرگی به او میدهد و دستور میدهد که آن کبوتر را هم ذبح کنند.2 دین این خلیفه از او بیشتر بوده و از او متدیّنتر بوده است!
امّا من در اینجا یک مطلب را بگویم و رد شوم: آن کسی که این حدیث را جعل کرده است، خیلی بیسواد بوده است؛ چون با همان سه مورد نیز میتوانست کبوتر را داخل کند! نکتهام را گرفتید یا نه؟! این مسئله، مسئلۀ جعل حدیث است.
متأسّفانه مسئلۀ جعل حدیث در بین علما بهنحو مرموزانه و ظریف و دقیقی در جریان بوده و هست!
در کتاب زندگانی مرحوم سردار کابلی ـ که مطالعۀ این کتاب خیلی مفید
- . الکافی، ج 5، ص 48.
- . شرح الکافی، مولا صالح مازندرانی، ج 1، ص 59.

