جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
10واژگون به مردم نشان میدهد، بهطوریکه همه قبول میکنند! مردم شام تعجّب میکردند: مگر علی نماز میخواند که او را در محراب کشتهاند؟!
حسن ظنّ عامّۀ مردم به صحابه، علّت پذیرش احادیث جعلی و انحراف از طریق حق
خب الآن ببینید سَمُرة بن جُندَب یکی از اصحاب پیغمبر است، ابوهریره یکی از اصحاب پیغمبر است، اینها افرادی هستند که پیغمبر را دیدهاند؛ مردم شام دارند اینها را میبینند. [میگویند]: مگر ممکن است کسی که از اصحاب پیغمبر است، دروغ بگوید؟! آخر این شخص که سالیان سال با پیغمبر بوده است، مگر میشود بیاید و دروغ بگوید؟!
این خوشباوری آنها کار آنها را به آنجا کشاند؛ و این خوشباوری ما است که کار ما را میکشاند به آنجاهایی که باید برسد! تمام اینها به دلیل خوشباوری است! نه آقاجان! کس دیگری علاّمالغیوب و مُشرف بر نفوس است، نه من و نه سرکار! ما نمیدانیم و خبر نداریم، ما فقط به ظاهر نگاه میکنیم؛ ولی از آنچه در باطن و در نیّت شخص در حال انجام است، اطّلاعی نداریم، و وقتی مطّلع میشویم که عجب، چه کلاهی بر سرمان رفته و تا کجا آمده است و ما خبر نداشتیم!
حکایتی در واقعبینی امیرالمؤمنین علیه السّلام و ظاهرنگری شیخین و عامّۀ مردم
داستان جالبی به ذهنم آمد که شاید تکرارش بیمناسبت نیست:
روزی پیغمبر اکرم در مسجد نشسته بودند، خطاب به أبوبکر میکنند که: «ای أبابکر، این شمشیر را بگیر و بیرون مسجد برو، یک شخصی آنجا پشت آن دیوار ایستاده و دارد نمازمیخواند، برو گردن او را بزن و بیا!»
أبوبکر شمشیر را در دست میگیرد و به آن طرف حرکت میکند (مسائل و نکاتی در اینجا هست، خوب دقّت کنید!) وقتی میرسد میبیند که این شخص در حال نماز است؛ نمیتواند او را از بین ببرد (چرا نمیتواند؟ چون خودش هم مثل او است؛ این نماز آمد و مانع شد از اینکه دستور پیغمبر را اجرا کند). پیش رسول خدا برگشت و گفت: «ای رسول خدا، من این شخص را دیدم، ولی او در حال نماز است!»

