حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
25عملمان باید مثل عمل مولایمان باشد! حسین چهکار میکند؟ من هم باید مثل او انجام بدهم! او امام حسین را میشناسد!
کیفیّت شهادت حضرت مسلم بن عقیل
بالأخره مسلم بن عقیل را با مکر و حیله میگیرند، جراحات و زخمهای تیر و نیزه و شمشیر بر بدنش وارد شده است و آن حضرت از حال رفته است، دستش را بستهاند و در دارالإماره آوردهاند؛ عبیداللَه بن عبّاس در کنار مسلم ایستاده است، سر مسلم به دیوار است و شروع به گریه میکند. عبیداللَه رو به او میکند و میگوید:
إنّ الّذی طَلَبَ مِثلَ الّذی تَطلُبُ، إذا نَزَلَ به ما نَزَلَ بِک لا یَبکی؛ «میخواستی از اوّل نیایی، هر کسی مثل تو باشد دیگر گریه هم نباید بکند! (یعنی خودت انتخاب کردی!)»
مسلم میگوید:
واللَه لا أبکی لِنَفسی؛ أبکی لأهلی المُقبلین، أبکی للحسینِ و أهلِ بیته؛1 «من برای خودم گریه نمیکنم؛ گریۀ من برای آن غریبی است که او را با نامه دعوت کردید، دست زن و بچّهاش را گرفته است و بهسمت شما در حال حرکت است!»
ظرف آبی به دستش میدهند؛ سهبار آب را به دهان میبرد امّا ظرف پر از خون میشود. آن را به زمین میریزد و میگوید:
الحمدُ لِلّهِ، لو کان هذا من الرِّزقِ المَقسوم لی لَشَرِبتُه؛2 «خدا را شکر، اگر این آب روزیِ قسمتشدۀ من بود، آن را نوشیده بودم و من سیراب میشدم!»
شاید در این مسئله اسراری باشد؛ خدا خیلی مسلم بن عقیل را دوست دارد و نمیخواهد برادر سیّدالشّهدا در واپسین لحظات عمر، از آنچه که آن حضرت از آن محروم بود، سیراب بشود.
میخواهند سر از بدنش جدا کنند، عمر بن سعد جلو میآید و میگوید: «ای
- تسلیة المُجالس (مقتل الحسین علیه السّلام)، ج ٢، ص ١٩٦، با قدری اختلاف.
- الإرشاد، ج ٢، ص ٦١.

