حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
23را گرفتند! واقعاً اینها چه مردمی بودند که با آن شور و احساس، یکمرتبه یک نفر پشت سر نماند! باید به خدا پناه ببریم!
عملکرد حضرت مسلم بهعنوان نمایندۀ حضرت اباعبداللَه علیه السّلام
حالا مسلم چهکار میکند؟ برادر امام حسین علیه السّلام فرق میکند دیگر! نکتهها اینجا است! ما باید نکتهها را در نظر داشته باشیم!
وقتیکه به منزل هانی بن عروه میآید، هانی مریض بود و قرار بود که ابنزیاد به عیادت هانی بیاید و مسلم هم در یک مخفیگاه قرار بگیرد و در همانموقع، ابنزیاد را از بین ببرد. اگر مسلم بن عقیل فقط یک اشاره میکرد، سر عبیداللَه و غلامش مهران را پرانده بود؛ مسلم قهرمان و بطل بزرگی بود! محمّد بن اشعث که پانصد سوار برای دستگیری مسلم بن عقیل آورده بود، همۀ آن پانصد نفر را از پا درآورد! محمّد بن اشعث برای ابنزیاد پیام فرستاد: «این تعداد کم است!» گفت: «من تو را به جنگ یک نفر فرستادهام، میگویی کم است؟!» گفت: «تو خیال کردی من را به جنگ یک بقّال فرستادهای؟!»1 آنوقت مسلم در مخفیگاه منزل هانی است و ابنزیاد میآید و میرود؛ وقتی هانی از او میپرسد: «چرا نیامدی؟!» میگوید: «شرافت من اجازه نداد که در منزل تو خون ریخته شود؛ این مهمان تو بود!»2 این میشود مسلم بن عقیل؛ نمایندۀ امام حسین علیه السّلام که باید مثل خود امام حسین باشد و دنبالهرو خود امام حسین باشد!
شجاعت مسلم به چه درد ما میخورد؟! حالا مسلم پانصد نفر را از بین برد، خُب شجاعت ظاهری بود دیگر؛ امّا این عمل مسلم برای ما ارزش دارد که با اینکه قطعاً مسلم میدانست که او را از بین میبرند ـ همۀ قرائن نشان میداد، چون او یک فرد تکوتنها در میان کوفه بود و همه علیه او بودند ـ و موقعِ مقتضی هم پیش آمده است تا دشمن و حریف را از بین ببرد، ولی میگوید: «من مهمان را از بین نمیبرم!» قضیّه این است! این را میگویند: عمل بر طبق یقین! از بین میرویم که برویم،
- تسلیة المُجالس (مقتل الحسین علیه السّلام)، ج ٢، ص ١٩٤.
- موسوعة الإمام الحسین علیه السّلام، ج ١، ص ٥٦٠ ـ ٥٨٠.

