نتیجه
حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
26مسلم، اگر وصیّتی داری بگو تا من انجام بدهم!» مسلم وصیّت میکند و به عمر بن سعد میگوید:
اُکتُبوا لِلحُسینِ...؛ «وصیّت من این است که به حسین بنویسید که بهسمت شما حرکت نکند. حسین براساس پیغام و وعدۀ شما دارد میآید، ترس من این است که آنچه به من رسیده است، به او هم اصابت کند!»1
سیّدالشّهدا این عمل را بیپاداش نمیگذارد؛ در روز عاشورا وقتیکه از توان میماند، و تمام اصحاب و اهلبیت او شهید شدهاند و خود را یکّه و تنها در این بیابان احساس میکند، یکبهیک اصحاب و یاران خود را میخواند و اوّلین کسی را که صدا میزند مسلم به عقیل است، صدا میزند:
یا مسلم بن عقیل و یا هانی بن عروة...!2
- همان:
«فَقالَ لَهُ: ”إنَّ عَلَیَّ دَینًا بِالکوفةِ استَدَنتُهُ مُنذُ قَدِمتُ الکوفةَ سَبعَمِائةِ دِرهَمٍ فاقضِها عَنّی؛ فَإذا قُتِلتُ فاستَوهِب جُثَّتی مِنِ ابنِزیادٍ فَوارِها؛ و ابعَث إلَی الحُسَینِ علیه السّلام مَن یَرُدُّهُ فَإنّی قد کَتَبتُ إلَیهِ أُعلِمُهُ أنَّ النّاسَ مَعَهُ و لا أراهُ إلّا مُقبِلًا!“»
ترجمه: «مسلم بن عقیل به عمر سعد گفت: ”دَینی بر گردن من است، و من از وقتی که وارد کوفه شدهام هفتصد درهم قرض گرفتهام، آن را از جانب من پرداخت کن؛ همچنین وقتی که کشته شدم از ابنزیاد بخواه که جسدم را به تو بدهد و سپس آن را دفن کن؛ و کسی را نیز به نزد حسین علیه السّلام بفرست که وی را برگرداند، چراکه من برایش نامه نوشتم و به او اطّلاع دادم که مردم با وی هستند، و جز این فکر نمیکنم که او به سمت کوفه در حرکت است!“» (محقّق) - موعوسة کلمات الإمام الحسین علیه السّلام، ص ٤٨٤؛ موسوعة الامام الحسین علیه السّلام، ج ٤، ص ٢٧٦.
- همان:

