حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
10میدهد بایستد؟! یکی نود درصد، یکی هشتاد درصد، یکی هفتاد درصد، کم و زیادش تفاوت دارد؛ امّا آن که وعده میدهد و پای وعدهاش هم میایستد فقط خدا است! «وعدًا عَلیکَ؛ بر عهدۀ تو است و خودت گفتهای!»
فاجعَلنی مِمَّن اشتَریٰ فیهِ مِنکَ نَفسَهُ؛ «من را از آن افرادی قرار بده که جانش را در راه تو فروخته است!»
ثمّ وَفیٰ لَکَ بِبَیعِهِ الّذی بایَعَکَ عَلَیهِ، غیرَ ناکِثٍ و لا ناقِضٍ عَهدًا و لا مُبَدِّلًا تَبدیلًا؛ «من را از آن افرادی قرار بده که آن بیعتی را که با تو بسته است، تا آخر به آن وفا میکند و بر سر میثاق خود میماند و نقض بیعت نمیکند! و آن عهدی که در عالم ألست با تو بستهام، بر سر آن عهد بایستم! (و به من توفیق استقامت و ادامه حرکتِ در راه خودت را عنایت کن!)»
بَلِ استیجابًا لِمَحَبَّتِکَ و تَقَرُّبًا بِهِ إِلَیکَ؛ فاجعَلهُ خاتِمَةَ عَمَلی، و صَیِّر فیهِ فَناءَ عُمُری، و ارزُقنی فیهِ لَکَ و بِهِ مَشهَدًا توجِبُ لی بِهِ مِنکَ الرِّضا و تَحُطُّ بِهِ عَنّی الخَطایا!
«خدایا، این راهی را که برای من در پیش گرفتی، [موجب] استیجاب [و سزاوار شدن برای] محبّت خودت قرار بده، تا من با این راه، محبّت و رضای تو را جلب کنم و بهواسطۀ این راه، تقرّب بهسوی تو پیدا کنم و بدینوسیله گناهانم را فرو بریزی!»
حضرت میفرماید: «فاجعَلهُ خاتِمةَ عَمَلی؛ خاتمۀ عمل من را شهادت در راه خودت قرار بده!» خُب همینطور هم شد. امیرالمؤمنین بارها از خدا تقاضای شهادت میکرد! بارها در زمان رسول اکرم وقتی با پیغمبر اکرم صحبت میکردند، عرض میکرد: «یا رسولاللَه، دعا کن من شهید شوم!»1 بارها اتّفاق افتاده بود. منتها شهادت با یقین و شهادت با رستگاری؛ نه شهادت ظاهری!
وقتی پیغمبر اکرم در روزهای آخر شعبان، قبل از آمدن ماه رمضان خطبه
- بحار الأنوار، ج ٣٢، ص ٢٤٣؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ٩، ص ٢٠٦.

