تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی
11پیروی عوامالنّاس از احساسات غیر عقلانی
یادم است که در یک شب سهشنبه در مسجد قائم، جلسۀ تفسیر بود. آقا به مناسبت اینکه: «عقلهای مردم همه در چشمشان است و احساسات بر عقل حاکم است!» این مطلب را فرمودند:
الآن شما من را با این شکل و با این قیافه میبینید، خب عمامهای و محاسنی و عبائی و قبائی و نعلین زردی و امثال ذلک... (اینها را هم من دارم اضافه میکنیم: الحمد للّه عجب آقای نورانیای! چه آقای موجّهی! ماشاءاللَه چه آقا و مرد عالمی، مرد دانشمند و وجیهی، واجد صفات ظاهر و باطن! و...) عدّهای گرایش پیدا میکنند؛ اینجا میآیید و اقتدا میکنید، مینشینید و صحبتهای ما را میشنوید. اما اگر قرار بر این باشد که منبابمثال من فردا بدون عمامه به مسجد بیایم (البتّه بعضیهایش را ایشان نفرموده بودند و من اضافه میکنم) و محاسنمان را هم قدری کوتاهتر کنیم، عبا و قبا هم نپوشیم، با یک دمپایی و یک پیراهن و یک شلوار از خانه حرکت کنیم و در خیابانها برویم و همینطور به مسجد قائم بیاییم؛ آیا نظر شما نسبت به من با الآن یکی است؟!
درحالتیکه علمم که فرقی نکرده است، همانمقدار که سواد داشتیم، حالا هم همانقدر است؛ تقوایمان هم که فرقی نکرده است، بالأخره اگر یک عبادتی میکردیم و نمازی میخواندیم، این هم که همان است؛ بصیرتمان و معرفتمان هم که نسبت به اوضاع و احوال تفاوتی نکرده است! پس تفاوت در چه چیزی پیدا شده است؟ تفاوت فقط در یک شکل ظاهری پیدا شده است!

