جبر و اختیار و منطق عایشه در جنگ جمل
9اگر بگویید نمیکند، این حرف غلط است، مسلّم! زیرا که نهتنها افراد انسان مؤاخذه را براساس اختیار میدانند (مذاهب، تمام مکتبهای عالم، هر انسان عاقلی، انسان مختار را مسئول میداند)، بلکه وحشیها هم انسان مختار را مسئول میدانند، بلکه این غریزه در حیوانات هم هست، اگر یک حیوانی بیجهت نوک بزند، یک مرغی نوک بزند بر سر مرغ دیگری، این براساس اختیار خودش مسئول است و روایت داریم که در روز قیامت معاقب واقع میشود!1 و بالأخره ما انکار اختیار در خودمان نمیتوانیم بکنیم؛ تا اختیار هست، مَثوبت و [عقوبت] و بهشت و جهنّم هست؛ حالا ما بیاییم آدم بکشیم و بعد بگویند: آقا چرا آدم کشتی؟ ما هم این شعر را میخوانیم:
اگر تیغ عالَم بجُنبد زجای *** نبرّد سری تا نخواهد خدای اگر با این [نوع] جواب، جواب بدهیم مَغلطه کردهایم.
معنای مغالطهکاری
مغلطه یعنی برای آن نتیجهای که میخواهیم تحویل طرف بدهیم، مقدّمات برهانی نمیآوریم، مقدّمات شعری میآوریم و به صورت برهان جا میزنیم؛2 و آن بیچاره هم خبر ندارد که چطور گرفتار شده است؛ امّا خدا که گرفتار مغلطه نمیشود!
- مرآة العقول، ج ١١، ص ٣٢٣.
- المنطق، مظفّر، ص ٤٧٥، «صناعة المغالطة».

