جبر و اختیار و منطق عایشه در جنگ جمل
6اختیار، سبب بهشتی و جهنّمی بودن انسان
بنابراین، کار زشتی که ما با ارادۀ خودمان میکنیم، این برای ما است و به اختیار ما انجام میگیرد. این بهشت و جهنّم: ﴿فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ﴾1 بر همین اساس است؛ شقاوت و سعادت برای این است؛ پیغمبران برای این آمدند؛ دعوتها همه صریح است؛ قتل و قتال انبیاء با دشمنان همه بر این اساس است؛ تبلیغات همه بر این اساس است؛ دین بر همین اساس است؛ و اگر این مسئله نباشد هیچ چیزی نیست!
و وقتی اختیار و اراده از ما کنار رفت، یعنی بهجایی رسیدیم که اراده و اختیار نداشتیم، در آنجا مسئولیّت نداریم و تکلیف هم نداریم؛ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾،2 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾.3 وقتی اختیار داریم ما براساس آن اختیار، بهشت و جهنّم داریم، سعادت و شقاوت داریم.
حالا شما بگویید که: بهشت و جهنّم هم برای خدا است! ما هم میگوییم: خیلی خُب، باشد، حرفی نیست، ما هم همین حرف را میخواهیم بزنیم؛ ما هم میخواهیم بگوییم خدا بهشت دارد، جهنّم هم دارد، ولیکن آن کسی که جهنّم میرود و بهشت میرود با پای خودش به بهشت و جهنّم میرود، و مجموع خودش و پایش و ارادهاش و بهشت و جهنّم هم همه ملک خدا است. در این حرفی نیست؛ «و لا یُمکنُ الفِرارُ مِن حُکومَتِک»4 حرفی است تمام، درست، ولی این حرف سلب مسئولیّت برای ما نمیکند؛ صحبت در این است!
من که میدانم اگر قندان را بیخود رها کنم میشکند، گوشمالی میشوم و میگویند: بیا آقا از عهدۀ ضمان بر بیا! نمیتوانم بگویم: من از خودم رفعِ این ضمان میکنم، برای اینکه این کار، کار خدا بود! آن کسی که در اینجا حکم به ضمان کرده، آن هم خودِ خداست؛ آن کسی هم که پول این را از ما میگیرد، آن هم خود خداست و ضامن و مضمون و حکم ضمان و همۀ اینها برای خدا است.
- سوره شوری (٤٢) آیه ٧. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٢٢٤:
«گروهی در بهشت و گروهی در آتشِ سَعیر هستند.» - سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. امام شناسی، ج ١، ص ١١٢:
«تکلیف نمیکند خداوند به کسی مگر به اندازۀ سعه و گشایش او.» - سوره طلاق (٦٥) آیه ٧. امام شناسی، ج ١، ص ١١٢:
«تکلیف نمیکند خداوند به کسی مگر به اندازۀ آن چیزی را که به او داده است.» - مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٤٥، فرازی از دعای کمیل رحمة الله علیه. ترجمه:
«فرار از تحت حکومت تو ممکن نیست!» (محقّق)
- سوره شوری (٤٢) آیه ٧. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٢٢٤:

