جبر و اختیار و منطق عایشه در جنگ جمل
5ارادۀ انسان، شرط آخر تحقّق عمل در خارج
اگر فرض کنید برای اینکه این قندان اینجا شکسته بشود، هزار علّت لازم است ـ اوّل اینکه: خدا خاک را ایجاد کند؛ ثانی اینکه: این مواد را از آن خاک جمع کنند؛ ثالث اینکه: ببرند در کارخانه بپزند؛ رابع اینکه: بیایند آن را چه کنند، چه کنند، چه کنند، و بعد بیاورند کارتن کنند، و بعد بیاورند دکان بفروشند، و بعد هم بیاورند و بخرند و اینجا بگذارند؛ و الآن هم هزاران هزار علّت برای نگهداری این، از قوای جاذبه و شرایط عینیّه و زمانیّه و مکانیّه و سایر اجزاء و اسباب برای تحقّق این، موجود است ـ، ولی یک شرط هم دارد که آن شرط آخرش این است که ما اختیار نشکستن او را نکرده باشیم، و الاّ اگر اختیار شکستن او را بکنیم تمام این قندان با تمام آن خصوصیّات، همه از بین میرود و فانی میشود.
پس شکستن این قندان الآن با وجود تمام آن سلسلۀ اسباب که هزارانهزار علل است، یک جزئش هم که از همه قویتر و مهمتر و متمّم تمام علّتهاست، ارادۀ ماست. ما اراده کنیم، این میشکند؛ اراده کنیم نمیشکند؛ اراده میکنیم نماز میخوانیم؛ نه، نمیخوانیم؛ روزه میگیریم؛ نه، نمیگیریم؛ حجّ میکنیم؛ آدم میکشیم؛ نمیکشیم؛ همچنین تمام معاصی و تمام گناهان مربوط به ارادۀ آن است، و اراده برای ماست.
عقاب تجرّی، عین عقاب عصیان
تمام دنیا جمع شوند و بخواهند اراده را از ما بگیرند و اختیار را بگیرند و انکار کنند، نمیتوانند؛ ما ارادۀ کار زشت کردیم، مسئولیم و باید گوشمالی بشویم و اراده برای ماست. حالا از کجا آمده، ما از کجا آمدیم، از چه ممشائی پیدا شده، این حرفها به ما چه مربوط است؟! و اگر خیلی بخواهیم در این مرحله صحبت کنیم، به ما میگویند: فضولی موقوف! این کار را میدانستید بد است یا نه؟ میگوییم: بله! میدانیم بد است. اگر کار خوب بکنید که کار خوب گناه نیست، ثواب هم دارد؛ آن کسی که شراب میخورد و نمیداند شراب است، خیال میکند آب است، آن که گناه ندارد؛ ولی آن کسی که آب میخورد به نیّت شراب، او گوشمالی میشود و عقابش هم عین عقاب شخص گناهکار است، و عقاب تجرّی عین عقاب عصیان است بدون هیچ تفاوت در میزان و ملاک کلّی!1
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون قبح تجرّی و أدلّه اصولیین بر قبیح بودن تجرّی بر مولا، رجوع شود به فرائد الأصول، ج ١، ص ٣٧؛ کفایة الأصول، ج ٣، ص ٤٧.

