شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
7فرزندی قبول کن، که جوانی بسیار قشنگ و شیرین است و در عرب خیلی معروف است! و ما کار برادرزادهات را یکسره میکنیم و تو هم اگر برادرزاده میخواهی، این جوان را بهجایش بگیر!
ابوطالب گفت:
عجب! من بچۀ خود را بدهم تا شما بکشید، و بچۀ شما را بزرگ کنم؟! این قضاوت خیلی منصفانهای است؟!1
علل استیحاش مشرکین مکّه از اقرار به توحید
مطلب اینها بر چه اساسی بود و روی چه مطلبی دور میزد؟ چرا اینها باید از گفتن «لا إله إلّا اللَه» استیحاش داشته باشند؟ مطلب به دو جهت برمیگردد:
علّت اوّل: تقابل بین تعلّقات دنیوی انسان و اقرار به کلمۀ توحید
جهت اوّل این است که: مشرکان از مرام پیغمبر اطّلاع داشتند و میدانستند که کلمۀ «لا إله إلّا اللَه» میآید و تمام زوائد وجود انسان را از انسان میگیرد و همه را از بین میبرد؛ یعنی دنیای انسان را میگیرد، ریاست را میگیرد، محبّتهای دنیوی را میگیرد، چون اینها با «لا إله إلّا اللَه» نمیسازد!
البتّه «لا إله إلّا اللَه» واقعی منظور است؛ نه«لا إله إلّا اللَه» قلاّبی، که با همۀ اینها میسازد، بلکه اینها را تأیید هم میکند! با همین «لا إله إلّا اللَه» سیّدالشّهدا را سر بریدند، با همین «لا إله إلّا اللَه» شمشیر به فرق سر امیرالمؤمنین زدند! امّا «لا إله إلّا اللَه» واقعی، تکتک آن خصوصیّات و زوائد وجود انسان را از بین میبرد. محبّت موضوعی و استقلالی به زن و فرزند، با «لا إله إلّا اللَه» نمیسازد؛ در جایی که توحید است محبّتِ غیر معنا ندارد! محبّت به مال و دنیا، با «لا إله إلّا اللَه» نمیسازد! محبّت به خود انسان، با «لا إله إلّا اللَه» نمیسازد! میگویند: «بیا جهاد کن و کشته شو و جانت را از دست بده!» خب نمیسازد دیگر! خلاصه، «لا إله إلّا اللَه» اکسیری است که هم کیمیا میکند و هم آن فلز را چنان گداخته میکند که وجودی برای آن فلز باقی نمیگذارد! اینطور نیست که فقط جنبۀ لطف و جنبۀ رعونت و لین داشته باشد؛ بلکه
- تفسیر القمّی، ج 1، ص 379؛ ج 2، ص 228؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 14، ص 54؛ إعلام الوری، ج 1، ص 107.

