شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
6و این معرکه را راه میاندازد که: «به سمت خدا بیایید و بتها را رها کنید!»
اگر پول میخواهد ما به او بدهیم، اینقدر پول بدهیم که از تمام افراد قریش متموّلتر بشود؛ اگر زن میخواهد ما بهترین زن را به او میدهیم! (دیگر از دنیا چه میخواهد؟! هم جمیلترین زن را به او میدهیم و هم او را از همه متموّلتر میکنیم!)
انسان بعد از این دیگر مطلب و مسئلهای در این دنیا ندارد؛ چون دنیا همین حرفها است و در همین مسائل دور میزند!
حضرت ابوطالب خدمت پیغمبر اکرم رسید و عرضه داشت:
اینها میگویند که: «ما اینقدر تو را متموّل میکنیم و هرچه بخواهی به تو میدهیم و در قبال آن، از این آلهۀ ما و این بتهایی که ما درست کردهایم، دست بردار! ما سیصد و شصت بت داریم، چطور دست از اینها برداریم؟!»
یعنی: این بتهایی که در مغزمان است، نه این بتهای خارجی! چون از بت خارجی میشود دست برداشت؛ امّا این بتی را که در مغز فرو رفته و رسوخ پیدا کرده است، بهراحتی از بین نمیرود!
حضرت فرمودند:
لَو وَضعوا الشّمسَ فی یَمینی و القَمَرَ فی شِمالی علیٰ أن أترُکَ هذا الأمرَ، ما تَرکتُهُ حتّیٰ یُظهِرَهُ اللَه أو أهلِکَ!
«قسم به خدا اگر خورشید را در جنب من و ماه را در جنب دیگر من قرار دهند، من دست از مرام خود برنمیدارم تا اینکه خدا اسلام را گسترش بدهد و امر خودش را اظهار کند یا من از بین بروم!»
حمایت حضرت ابوطالب از رسول خدا در مقابل توطئههای مشرکین
حضرت ابوطالب پیش آنها آمد و گفت: «این برادرزادۀ من دست از مرام و مکتبش برنمیدارد!»
آنها با ابوطالب شروع به بحث کردند:
این محمّد یکی مثل بقیّه است و فرقی نمیکند؛ حالا تو خودت را کنار بکش تا ما حساب این برادرزادهات را برسیم! و تو عمارة بن ولید را بهجای او به

