اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا

16574

شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا

50
  • نیست! خب او شوخی می‌کرد.

  • از آن‌طرف، مسلم بن عوسجه گریه می‌کرد، ابتهال می‌کرد، نماز می‌خواند. این برای خودش بود، آن هم برای خودش بود؛ و همه هم یک هدف داشتند و همه هم یک راه داشتند!

  • لذا امام حسین علیه السّلام در شب عاشورا همه را جمع می‌کند و می‌فرماید:

  • إنِّی لا أعلَمُ أصحابًا أوفیٰ و لا خَیرًا مِن أصحابی؛ «من اصحابی باوفاتر، أفضل و بهتر از شما سراغ ندارم!»

  • وقتی حضرت رو به اصحاب می‌کنند و به آنها می‌فرمایند:

  • ألا و إنِّی قَد أذِنتُ لَکُم، فانطَلِقوا جَمیعًا فی حِلٍّ! لَیسَ عَلَیکُم مِنِّی ذِمامٌ! هَذا اللَّیلُ قَد غَشِیَکُم فاتَّخِذوهُ جَمَلًا!1

  • «من تعهّد خودم را از شما برداشتم، شما را در حِلّ قرار دادم! شب است و کسی متوجّه نمی‌شود و کسی نگاه نمی‌کند، از اینجا بروید!»

  • آن‌وقت یک‌یک بلند شدند و مطالبی بیان کردند و گفتند:

  • اگر هزار جان داشتم، در راه تو می‌دادم! اگر باز خدا مرا زنده می‌کرد، باز دریغ نمی‌کردم!2

  • حضرت ابوالفضل، حضرت قاسم، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین علیهم السّلام، تمام اینها چه کسانی بودند؟ اینها افرادی بودند که از یک منشأ و از یک مشرب سیراب می‌شدند و مطالب را می‌گرفتند.

  • در روز عاشورا داریم که: «از همدیگر سبقت می‌گرفتند و نمی‌خواستند بمانند!»3 سیّدالشّهدا اینها را نگه می‌داشت. وقتی در مقابل لشکر می‌رفتند و می‌دیدند که یک مقداری جنگ طول کشیده است، حوصله‌شان سر می‌رفت و مانند عابس بن شبیب

    1. الإرشاد، ج 2، ص 91.
    2. همان؛ إعلام الوریٰ، ج 1، ص 455.
    3. اللّهوف، ص 112.