شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
49است!» امّا دیگر دنبالش را نگرفت و وقتی آمدند و گفتند: «ما میخواهیم به سنّت عمر عمل کنیم!» حضرت فرمودند: «عمل کنید!»1 با مردم مدارا میکردند. این راه آمدن، یک مطلب است، و فهمیدن مطلب، مطلبِ دیگری است؛ ما باید مطلب را بفهمیم، آنوقت ببینیم چطور راه بیاییم.
تأثیر حالات معنوی انسان در مزاح یا ترک آن
لذا ما میبینیم که دأب پیغمبر و ائمّه علیهم السّلام شوخی کردن و مزاح بوده است، و با مردم میگفتند و میخندیدند، عبوس نبودند و خودشان را نمیگرفتند و برای خودشان یک حسابوکتاب جدایی نداشتند، میگفتند و میخندیدند و خوش بودند! امّا این شوخی در اینجا نباید باعث هتک حرمت یک مؤمن شود؛ این حرام است.
هر شخصی طبق شاکلۀ خودش عمل میکند؛ یک شخصی اهل حال است و خیلی شوخی نمیکند و به حال خود مشغول است، یک شخصی اهل حال نیست و شوخی میکند، یک کسی اهل نماز است، یک کسی اهل دعا است و... .
تفاوت حالات اصحاب سیّدالشّهدا علیه السّلام در شب عاشورا، در عین اتّحاد در هدف و در مسیر
در شب عاشورا همین اصحاب سیّدالشّهدا علیه السّلام فرق میکردند؛ یکی شوخی میکرد، یکی نماز میخواند، یکی گریه میکرد، و هیچکدام هم به همدیگر کاری نداشتند. بُریر شوخی میکرد؛ میگفتند: چرا شوخی میکنی؟ میگفت: فردا در بغل حورالعین میرویم!2 حالا نه اینکه راست بگوید، شوخی میکرد! اهل منبر این مطلب را بهعنوان مطلبی که مثلاً خوب نیست، نقل میکنند و بعد میگویند: «تو پیش سیّدالشّهدا هستی و هوای حورالعین داری؟!» نهخیر، داشت شوخی میکرد!
ما هم این حرفها را میزنیم! میگوید: تابهحال صبر کردهایم، ولی گیرمان نیامد، در این دنیا شانس نداشتیم، اقلاًّ پیش امام حسین بمیریم تا ببینیم آنجا چه گیرمان میآید! خب ایشان پیرمرد بود و خلاصه میگویند: آرزو بر نوجوانان عیب
- تهذیب الأحکام، ج 3، ص 70؛ تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 275.
- وقعة الطّف، ص 202، تعلیقه؛ نفس المهموم، ص 215.

