اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود

18768
نسخه عربی

شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود

6
  • مسقط الرأس و موطن اصلی خود، شوشتر برگشتند و مشغول مرجعیّت و قضاء و افتاء شدند. نقل می‌کنند:

  • یک شب درِ خانۀ مرحوم شوشتری زده شد، عیالش رفت و برگشت و گفت: شخص گدایی آمده است!

  • ایشان گفت: برو بگو اسمش چیست؟

  • ـ: می‌گوید ملاّقلی جولا است.

  • ـ: چه کار دارد؟

  • ـ: می‌گوید که من با آقا کار دارم!

  • چند ساعت از شب گذشته بود، گفت: آخر کسی که با آقا کار دارد، ساعت ده و یازده شب نمی‌آید! کسی که با آقا کار دارد، در وقتی می‌آید که مزاحم آقا نباشد!

  • زن گفت: می‌گوید که با آقا کار ضروری دارم.

  • ـ:خیلی خوب، بگو فردا بیاید!

  • ـ: آقا، این شخص با شما کار دارد، چرا او را ردّ می‌کنید؟! ببینید چه می‌گوید!

  • مرحوم شوشتری گفت: حالا که خودت می‌خواهی و از حقّ خود می‌گذری، پس از اطاق بیرون برو!

  • آن شخص داخل آمد و به کناری رفت و نشست؛ مرحوم شوشتری گفت: چه کار داری؟

  • گفت: «آمده‌ام به شما بگویم: این راهی که در پیش گرفته‌اید، طریق جهنّم است!» این را گفت و رفت.

  • حالا آقا سیّد علی شوشتری، مرد به این بزرگی، از مجتهدین به‌نام، از شاگردان خاصّ صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری، با این‌همه مسائل، به ایشان می‌گوید: «این راهی که در پیش گرفته‌اید، طریق جهنّم است!»

  • عیالش برگشت و پرسید: این شخص که بود؟!

  • گفت: مثل اینکه قدری جنون برایش پیدا شده بود و دیوانه شده بود! چیزی