شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
19میخواهد این مسئله را به گوش آن کسی که میفهمد برساند؛ این منظور پیغمبر است! و آن مطلب و مسئله این است که:
امیرالمؤمنین در آنموقع دهساله نبود، بلکه امیرالمؤمنین در آنموقع صدساله و هزارساله بود! امیرالمؤمنین در آنموقع یک واقعیّت و یک حقیقت بود! پیغمبر میخواهد این مطلب را برساند؛ حالا آنها میخواهند بفهمند یا نفهمند. مسلّم است که کسی نمیفهمد؛ و لذا مسخره کردند و گفتند: «نگاه کن، بعد از چهل سال که ما این (رسول خدا) را دیدیم، تازه میگوید: بیایید از این بچۀ دهساله متابعت کنید!» اینها چه میفهمیدند؟! این نادانها چیزی را ادراک نمیکردند!
خیانت طبری و محمّدحسین هیکل در تحریف قضیّۀ انذار
طبری در تفسیر خود این روایت را تحریف کرده است؛ ایشان عبارت «و خَلیفَتی فیکُم» را در تاریخ طبری ذکر کرده است،1 امّا در تفسیر طبری این قضیّه را اینگونه نقل کرده است که پیغمبر فرمود: «أیُّکم یُوازِرُنی عَلیٰ هَذا الأمر، عَلیٰ أن یَکونَ أخی و کذا و کذا؟» و در جای دیگری هم گفته است: «إنّ هَذا أخی و کذا و کذا!»2
توجّه و عنایت پیغمبر اکرم در ذکر عناوین افراد و تمام جزئیّات مطالب
پیغمبر روی عناوینی که میآورد، نظر دارد و از پیش خودش حرف نمیزند؛ پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم این عنوان را بهعنوان یک حقیقت مطرح میکند. پیغمبر اکرم در مقام صحبت و خطابه نیست، پیغمبر میخواهد بگوید:
علی، برادر من است! علی، وارث علم من است! علی پس از من، خلیفۀ من بر شما است!
پیغمبر اکرم روی تکتک این عناوین نظر دارد، آنوقت این محرّفین با خیانت خود به تاریخ و به ملل و به نسلهایی که پس از خود میآیند، حقایق تاریخی را تحریف میکنند.
محمّدحسین هیکل کتابی دارد به نام حیات محمّد، ایشان در چاپ اوّل کتابش
- تاریخ الطبری، ج 2، ص 321.
- جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، ج 19، ص 75.

