شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
13یا اینکه: وقتیکه حکمی راجع به تهجّد و نماز شب و همینطور سایر احکام اسلامی میآمد، اوّل کسی که این حکم به او ابلاغ میشد، بیت امیرالمؤمنین علیه السّلام بود؛ پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم صبح میآمدند و میفرمودند: «ای فاطمه جان و ای علی، این کارها را انجام بدهید! صدقه بدهید! نماز بخوانید!» اوّلین مخاطب پیغمبر در ابلاغ خطاب وحی، همین عشیرۀ اقربین خودشان: امیرالمؤمنین و دخترشان فاطمۀ زهرا و حسنین بودند، و سپس در مرحلۀ بعدی به خواص ابلاغ میکردند و پس از آن، مسئله عمومیّت پیدا میکرد.
این روش، روشی عقلائی و فطری، و طبق دستور پروردگار: ﴿وَأَنذِرۡ عَشِيرَتَكَ ٱلۡأَقۡرَبِينَ﴾، روشی شرعی است.
این روش أوقع فی النفوس است، یعنی بهتر در دلها واقع میشود. صرف بیان تئوری یک مسئله، نمیتواند انسان را به تبعیّت وادار کند؛ باید همراه با بیان مسائل، عمل خودِ انسان نیز ضمیمه شود تا اینکه شخص بتواند این مسئله را تلقّی کند. فهمیدن یک مطلب و تلقّی کردن آن، دو مطلب متفاوت است و ممکن است با هم اختلاف داشته باشند. قبول کردن و دانستن یک چیز، دو مسئله است؛ انسان خیلی مطالب را میداند ولی نمیتواند قبول بکند، و قبول کردن، مطلب دیگری است.
شروع مصائب و رنجهای حضرت امیرالمؤمنین و خدیجه با آغاز دعوت علنی
وقتی این آیه نازل شد، پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: ما باید شروع کنیم! یا علی، آستینها را بالا بزن که دیگر باید راه بیفتیم و ندا سر بدهیم! سختیهای بسیاری در این راه وجود دارد: سنگ باید به سرمان بخورد، بچّهها را بهدنبال ما بیندازند، اذیّتهای اراذل و اوباش [در پیش] است، دنبالمان میکنند و ما را به کوه فراری میدهند، سنگ میزنند و پیشانی ما را میشکنند، فضولات حیوانات به سرمان میریزند، خاکستر روی سرمان خالی میکنند، سه سال1
- الطبقات الکبری، ج 1، ص 163.

