شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
3سمت میل و نیّت استاد واقع میشود.
گرچه ممکن است در بعضی از موارد و در برهۀ خاصّی و در موقعیّت خاصّی، برای ردّ بعضی از خلل و نواقصی که در نفس انسان است و بهواسطۀ تربیتی که نحوۀ آن را خود ولیّ بهتر میداند، زمام امور را بر عهدۀ خود انسان قرار دهند و مسائلی غیر از آنچه که مورد انتظار انسان است، پیش بیاید تا اینکه ما را متوجّه آن خلل و نواقص نفسیّۀ خودمان بکنند و بگویند: «قضیّۀ تو از این قرار است که اگر افسارت به گردن خودت بیفتد، کار تو به این روز و روزگار میافتد!» ولی پس از گذشت این مقطع و این برهه، دوباره روال کار براساس همان مسیری که مورد نظر است، واقع میشود.
این مسئلۀ بسیار دقیقی است که هر کسی یک ارتباط خاصّی با استاد خود دارد و این ارتباط، ملاک برای عمل دیگران نیست؛ هر کسی بنا بر خصوصیّات و شاکلهای که دارد، ارتباط خاصّی با پروردگار دارد: «الطُّرقُ إلَی اللَه بِعَدَدِ أنفاسِ الخَلائقِ.»1 و این نحوۀ ارتباط، نمیتواند ملاک و میزان برای دیگران باشد! اگر شخصی در نفس خودش به سمت و جهتی میل پیدا کرد، حتّی اگر این مسئله را از ناحیۀ ولیّ دید، نمیتواند این مسئله را برای دیگران بازگو کند و دیگران نیز نمیتوانند این نحوۀ ارتباط را مورد عمل قرار بدهند. تنها در صورتی این شخص میتواند این عمل خود را به دیگران نیز إملاء و إنشاء کند، که از لحاظ اتّصال، به مقام جامعیّتی برسد که به تمام زوایای امر اطّلاع پیدا کند و تمام خصوصیّات قضیّه و مسئله را بداند؛ و الاّ نمیتواند. چهبسا ممکن است در یک زمینه و مسئلۀ واحده، نحوۀ ارتباطی که بین
- جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص 8. الله شناسی، ج 1، ص 212، تعلیقۀ 1:
«”راههاى بهسوى خدا به تعداد نفسکشیدنهاى مخلوقات مىباشد.“ و بعضى ”بعدد نفوسِ الخلائِق“ گفتهاند، یعنى: ”به تعداد جانهاى مخلوقات.“ و علىٰکلّتقدیر، این عبارت مضمون حدیثى نیست، بلکه گفتار حکیمانۀ بعضى از حکما مىباشد.»
- جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص 8. الله شناسی، ج 1، ص 212، تعلیقۀ 1:

