کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
9نمیکند، بلکه همان صورت معنوی و حقیقی آن را در آن عالم که نیازی به زمان و مکان ندارد، احساس میکند.
وقتیکه شما میخوابید نفس شما به بدن مثالی ملبّس میشود و لباس مثال میپوشد و در عالم مثال میرود و از حقایقی که در عالم مثال است، پرده برمیدارد و خبر میدهد؛ البتّه به مقتضای سعه و ضیق خود.
وقتیکه بر پیغمبران وحی میشود، به عالم ملکوت متّصل میشوند، اگر صورتی در عالم ملکوت یا معنایی در ملکوت اعلیٰ باشد، آن معنا را تلقّی میکنند و در ذهن خود جای میدهند و بعداً برای مردم بیان میکنند؛ امّا اگر این حقایق در آن عالم نبود، نهتنها پیغمبر، خود پروردگار هم نمیتوانست از این حقایق خبر بدهد.
بهعبارت دیگر و به اصطلاح فلسفی: از عدم مطلق نمیشود خبر داد.1 تا تحقّق حقیقت این قضایا در آن عالم نباشد، کسی نمیتواند از آنها خبر بدهد، و تا این مسائل وجود نداشته باشد، کسی نمیتواند اطّلاع بدهد. بنابراین این حقایق باید در آن عوالم تحقّق داشته باشد؛ و ما تا چشم ظاهر داریم نمیتوانیم ببینیم، امّا اگر چشم باطن باز شد، میتوانیم آنها را ادراک کنیم.
ادراک حقایق وقایع خارجی بهواسطۀ وحی و الهام صورت ملکوتی آن بر اولیای الهی
آن صورتی که برای پیغمبر بهصورت وحی میآید، ممکن است چند قسم باشد:
قسم اوّل: نفس آن واقعه و خود آن واقعه را میبیند؛ مثلاً قضیّهای است که فردا یا پسفردا اتّفاق میافتد و حضرت آن واقعه را قبل از اینکه اتّفاق بیفتد، شرح میدهد و خصوصیّاتش را میگوید.
اگر دقّت کرده باشید، در روایات و متونی که ائمّه علیهم السّلام بهعنوان «کَأنّی بِکَ» یا عبارت «کَأنّی»، بهمعنای: «مثل اینکه...» یا «اینطور من دارم میبینم که...» مطالبی را نقل کردهاند، از قسم اوّل وحی است. در قضایای ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه السّلام، پیغمبر از بالای منبر فرمودند:
- نهایة الحکمة، ص 41، الفصل الرّابع: فی شطر من أحکام العدم.

