کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
8چیزی دیدیم، تازه بگوییم: بله، درست است!
از کرامـات شـیخ مـا این است *** شیره را خورد و گفت شیرین است! هنری که ما داریم و افتخار و فخری که بر بقیّه میفروشیم فقط همین است که بتوانیم یک قضیّه را ببینیم، تازه اگر درست مشاهده کرده باشیم و درست بفهمیم!
میگویند: نقّاشی شغلش را به طبابت تغییر داد، به او گفتند: چرا رفتی و طبیب شدی؟ گفت: وقتیکه نقّاشی میکردم، عیوب نقّاشی پیدا میشد و مردم میدیدند و میگفتند: آقا اینجا را خراب کردی، آنجا را خراب کردی؛ این چه وضعی است؟! و دعوا میشد! ولی از وقتیکه دکتر شدم، فقط عیبم را عزرائیل میداند، دیگر هیچکسی از آن خبر ندارد که چه بر سر مردم درمیآورم!
این مسئله مربوط به مسائل مادّی است. احساس مادّی، غیر از مادّه را ادراک نمیکند؛ این واضح است. امّا صحبت فقط در مادّه منحصر نمیشود و فقط اختصاص به مادّه ندارد، تمام آنچه در این عالم میگذرد صورتی در بالا دارد:
[چرخ با این اختران، نغز و خوش و زیباستی] *** صورتی در زیر دارد آنچــه در بالاسـتی1 تمام قضایا و حقایق عالم امکان در وجود واقعی و حقیقی خود، که وجودِ علّی است، تحقّق دارند. و به عبارت دیگر: تمام قضایا و حقایق عالم امکان، در آن وجود علّی، متناسب با وجود مجرّد خود، در عالم ملکوت اعلیٰ تحقّق دارند.2
عوالم بالا مراتبی دارد: ملکوت سفلیٰ، ملکوت أعلیٰ، برزخ خیالی، برزخ بالاتر از خیال، تحقّق معانی جزئیه و عالم معانی کلیّه؛ تمام اینها عوالمی مترتّب بر همدیگر است که از مادّه بهدورند و مجرّد هستند، و در تجرّدِ خود آنها نیز مراتبی است. بنابراین، شخصی که به عالم معنا متّصل میشود، صورت مادّی مسئله را ادراک
- تحفة المراد، شرح قصیدۀ میر فندرسکی، ص 21.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج 2، ص 170.

