کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
5حضور قلب بخوانید، مسئلهتان حل میشود!
خداوند میفرماید: «مبادا بندگانم کسی را با من در نماز خود شریک کنند، چون من شریک خوبی هستم (وقتی این نماز بالا میآید، من میبینم نصف آن، دو سوّمش، سه چهارمش، چهار پنجمش، نود درصدش و... برای بقیّه است، این بیچاره آمده و تنها دهدرصد برای ما گذاشته است) و میگویم: من شریک خوبی هستم و سهم خود را نیز به شریک خودم میبخشم، بروید و این نماز را بر سرش بکوبید و بگویید: من نخواستم!»1
شخصی بود که وقتی نماز میخواند بلافاصله از جایش بلند میشد و در اطاق دیگری میرفت و میگفت: میروم تا مبادا ملائکهای که میآیند تا نماز را بر سرم بزنند، من را پیدا کنند!
این راه و روشی است که به ما نشان دادهاند؛ اوّل: انجامِ عمل صالح، دوّم: در نیّت، غیر از خدا را با خدا شریک قرار ندهیم.
بنابراین طبق این آیه آنچه که میزان است، عبارت است از: رسیدن به مقام توحید و عبور از حجب نفسانی و پیمودن اسماء و صفات الهی و رسیدن به مقام ذات، که همان توحید ذاتی است.
وحی و عدم وحی در کمال کسی دخالت ندارد؛ دیدن و ندیدن مناظرِ در بین راه، در کمال کسی دخالت ندارد؛ آمدن و نیامدن فرشتگان و القاء مسائل در نفس انسان، در کمال و در راه کسی مدخلیّت ندارد؛ این آیه فقط و فقط میزان و معیار برای توجّه انسان را رسیدن به مقام توحید و عبور از حجب ـ چه حجب ظلمانی و چه حجب نورانی ـ میداند. منتها در این بین، باید شخصی راهنما باشد و راه را نشان دهد و باید مسائل طریق و راه را برای انسان باز کند؛ این همان ﴿يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾ است. از این نظر فرقی وجود ندارد؛ لذا میفرماید: ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾؛ «از نظر ظاهر و باطن، آنچه که شما دارید،
- تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 353:
«إنّ الله یقول: أنَا خَیرُ شریکٍ، مَن عمِل لی و لِغیری، فهو لِمَن عمِل لَهُ دونی!»
- تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 353:

