کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
3«به مردم بگو: من بشری مثل شما هستم و فرقی با شما ندارم؛ تنها فرق من این است که: ﴿يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾، به من وحی میشود؛ توحید به من وحی میشود: ﴿أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾.»
پیغمبر اکرم از بین آنچه که بر ایشان وحی میشود، تنها مسئلۀ توحید را گوشزد میکند؛ یعنی آخرین مرحلۀ کمالی انسان و بالاترین نقطۀ وصول به جذوات معنوی و صفات ملکوتی، مرتبۀ توحید است. وحدت در الهیّت و تحقّق این مسئله، مطلوب تشریع شرایع، مخصوصاً شریعت پیغمبر است.
بنابراین برای هر کسی که بخواهد به این نقطه برسد و به توحید برسد، که همان لقاء پروردگار است، خداوند این مطلب را متفرّع میکند بر:
﴿فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا﴾.
چند سال پیش، من به اتّفاق حضرت آقا در طهران در یک مجلس شرکت کردیم، حدود بیست نفر از علمای معروف طهران و غیر طهران در آن مجلس بودند. صحبت دربارۀ رسالۀ لقاء اللَه مرحوم حاج میرزا جواد ملکی تبریزی شد، یکی از آنها گفت:
عنوان رسالۀ لقاء اللَه، یک عنوان درویشی و صوفیانه و مطرود است! چون ما در قرآن لقاء اللَه نداریم، همهجا «لقاء ربّه» داریم: ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾؛ و این چیزی است که از خودشان درآوردهاند، «لقاء اللَه» برای درویشها و صوفیها است!
و همۀ حاضرین نیز قبول کردند.
حالا در قرآن «لقاء اللَه» نداشته باشیم، چه جهتی دارد که انسان آن را طرد کند و مردود بداند؟! آقا فرمودند:
نه آقا! اتّفاقاً در قرآن داریم: ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾.1
- سوره عنکبوت (29) آیه 5. الله شناسی، ج 1، ص 321:
«کسی که اینطور بوده باشد که امید دیدار و لقاء خداوند را داشته باشد، پس بهطور حتم و یقین، زمانِ سرآمدِ دیدار خداوند خواهد آمد؛ و اوست یگانه شنوا و دانا.»
- سوره عنکبوت (29) آیه 5. الله شناسی، ج 1، ص 321:

