کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
10کأنّی بِکَ و أنتَ تُریدُ أن تُصَلّی ... ؛1
«یا علی، من دارم تو را میبینم که در محراب نماز میخوانی و أشقیالأولین و الآخرین مبعوث میشود و میآید و تو را ضربتی میزند که محاسنت با خون سرت خضاب میشود!»
حضرت میفرماید: «من الآن دارم میبینم!» «کَأنّی» یعنی واقعه را دارم میبینم، گویا الآن ایستادهام و تو در محراب مسجد کوفه هستی، ابنملجم از جای خود حرکت میکند، قدمهایی را که برمیدارد الآن دارم میبینم، آمد و آمد و شمشیر را بلند کرد و بر سر تو زد!
تمام قضایایی را که در تحقّق مادّی خود به زمان نیاز دارد، چون در عالم ملکوت ثابت است، پیغمبر دارد میبیند. ثبوت این قضایا، ثبوت عکسی و صوری نیست، یعنی بدیننحو نیست که عکسی از یک قضیّه بردارند و انسان به این عکس نگاه کند و مسائلی را که در این عکس جریان دارد توضیح بدهد؛ نهخیر، دارد خود نفس آن واقعه را میبیند، بهطوریکه قابل تغییر نیست؛ یعنی اصل و حقیقت علّت را مشاهده میکند، معلول هنوز نیامده و هنوز جهت مادّی معلول تحقّق پیدا نکرده است؛ امّا پیغمبر جهت معنا و تجرّد این قضیّۀ مادّی را که صورت نازلۀ آن مجرّد است و تا آن مجرّد نباشد مادّهای نیست، مشاهده میکند و پس از تحقّق مجرّد، عدم و انعدام آن ممکن نیست و پیوسته موجود است. تمام اینها مسائلی است که باید در جای خودش تأمّل بشود.
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
ای اهل کوفه، دارم میبینم روزی را که خداوند غلام ثقفی را بر شما مسلّط میکند که به صغیر و کبیر شما رحم نمیکند!2
یعنی حضرت هماکنون آمدن حجّاج بن یوسف ثقفی را بهعنوان ولایت بر کوفه
- ینابیع المودّة، ج 1، ص 167؛ امام شناسی، ج 1، ص 116.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 174، خطبه 116؛ المسترشد فی إمامة علیّ بن أبیطالب علیهما السّلام، ص 672.

