کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
31میگوید:
من در میان کشتهها افتاده بودم و اینها نمیدانستند که من زندهام. شب یازدهم، هنگامی که شب گذشت، دیدم نوری در آسمان پیدا شد و هودجی به زمین آمد، درِ آن هودج باز شد، دیدم پیغمبر اکرم، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت آدم و حضرت ابراهیم از آن هودج بیرون آمدند و دور بدن أباعبداللَه نشستند؛ پیغمبر در آنجا روضه میخواند و صدا میزد: «یا وَلدی، قَتَلوک و مِن شُرب الماءِ مَنَعوک! ای نور دیدۀ من، تو را کشتند و تو را از شربت آبی محروم کردند!»1
[در روایتی از ساربانی که دستان مبارک حضرت را برید و لباس ایشان را ربود، نقل شده است:]
دیدم هودجی پایین میآید، درِ آن هودج باز شد، دیدم فاطمۀ زهرا و سه نفر دیگر بیرون آمدند و حضرت زهرا شروع نمودند به مصیبت خواندن!
طبق روایتی که از معصوم آمده است، میگوید:
در اینموقع که حضرت زهرا در حال مصیبت خواندن بود، دیدم سیّدالشّهدا هم بلند شد و رو به مادر کرد و گفت: «ای مادر، ببین ساربان دارد انگشت من را قطع میکند! آیا نگاه نمیکنی؟!»2
ألا لَعنَةُ اللَه عَلیٰ القَومِ الظّالِمین، و سَیَعلَمُ الّذین ظَلَموا آلَ مُحمَّدٍ أیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبونَ.
بِسمِکَ اللَهمَّ و نَدعوکَ و نُقسِمُکَ و نَرجوک، بحقّ محمّد و أهلِ بَیتِه الأطهار، یا اللَه یا اللَه یا اللَه...
- موسوعة الإمام الحسین علیه السّلام، ج 5، ص 305؛ ناسخ التواریخ، مجلّدات سیّدالشّهدا علیه السّلام، ج 3، ص 15؛ انوار الملکوت، ج 2، ص 251.
- الهدایة الکبری، ص 208، با قدری اختلاف.

