کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
18قسمت کند ـ آمد و پیغمبر را در حال رکوع به سمت کعبه برگرداند.1
اطّلاع آن شخص به این خاطر است که او بهواسطۀ خصوصیّت و روحیّاتی که داشته است، توانسته است آن حقیقت را ادراک کند. امّا چون مقام جمعی نداشته است که با وجود ادراک آن مطلب و آن قضیّه، باز به تکلیف قبلی خود عمل کند، از آن صورت تبعیّت کرده است؛ امّا اگر مقام جمعی داشت، به آن صورت و واقعۀ مشاهدهشده ترتیب اثر نمیداد و همان تکلیف ظاهری خودش را انجام میداد. فرق بین پیغمبر و ولیّ کامل و بین شخصی که ناقص است و این امور را میبیند، در همینجا است.
بسیاری از مسائل و تصادمها و بسیاری از اختلافات از همینجا ناشی میشود که اولیاء میدانند ولی بر طبق مطلب دیگری عمل میکنند؛ امّا ما تا یک قضیّهای را میبینیم فوراً میخواهیم به آن عمل کنیم، درحالتیکه هنوز وقتش نیامده است.
هدایت شخصیّه و اختصاصیّۀ پیامبر اکرم از جانب پروردگار متعال
پیغمبر در سن چهل سالگی به بعثت رسیدند، ولی در تمام مدّت از زمان طفولیّت تا چهل سالگی، در تحت تربیت و نظر پروردگار بودند؛ أعمال و رفتار پیغمبر براساس یک هدایت شخصیّه و یک هدایت خصوصی، که پروردگار متعال برای شخص پیغمبر در نظر گرفته بود، یکبهیک انجام میگرفت و پیغمبر بر همان اساس حرکت میکردند. امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه میفرماید:
و لَقَد قَرَنَ اللَه بِهِ صَلَّی اللَه علیه و آله مِن لَدُن أن کانَ فَطیمًا، أعظَمَ مَلَکٍ مِن مَلائِکتهِ، یَسلُکُ بِهِ طَریقَ المَکارِمِ و مَحاسِنَ أخلاقِ العالَمِ لَیلَهُ و نَهارَهُ.
«از هنگامی که پیغمبر از شیر گرفته شد، خداوند بزرگترین ملک از ملائکۀ خود را موکّل کرد که تمام أعمال و رفتار پیغمبر را زیر نظر بگیرد و طریق مکارم اخلاق را یکبهیک و لحظهبهلحظه در شب و روز به پیغمبر بیاموزد.»
این نحوۀ هدایت را هدایت شخصیّه میگویند، و اسم دیگری هم میتوانیم بگذاریم.2
- الطبقات الکبری، ج 1، ص 186؛ تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 42.
- در اصطلاح عارفان بالله به این عنایت خاصّ حضرت حق، «تسدید مَلَکی» یا «وجه خاصّ الهی» و یا «الهامات و القائات مَلَکی» نیز اطلاق میشود. (محقّق)

