لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
16حالا باید بگوییم: «گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟!»1
اگر شما رفتید و به او رسیدید و متّصل شدید و بر اسرار او اطّلاع پیدا کردید و تحمّلِ مطالب او را داشتید، شما را از آن نفس خود که متّصل به غیب و حقیقت است اشراب میکند؛ ولی اگر در مقام دلیل برآمدید و مطالب او را با شک و تردید نگریستید و صحبتهای او را با معیار عقل ناقص و بلکه خیال و قوّۀ واهمه، در میزان و سنجش درآوردید، او هم مسائل را برای شما بیان نمیکند.
هر که در این وادی از روی تعبّد قدم گذاشت، به مقصد رسید؛ و هر کسی که اتّکاء بر خود کرد و مطالب را با دید و فهم خود مورد سنجش قرار داد، از او مضایقه کردند. و دلیلش هم به خودش برمیگردد، چون [آن ولیّ ناشناس] نمیتواند بیان کند، [و در صورت بیان، در مطالب وی تشکیک میکنند] در دستوراتی که منصوص است شک میکنند، تا چه برسد به اینکه بگوید: در کتب وجود ندارد! دیگر کاهدود راه میاندازند!2
عدم امکان احراز مقام اثبات برای معرّفی علمای باللَه
در خاطر دارم که روزی در خدمت استادمان حضرت آیةاللَه مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری ـ رحمة اللَه علیه ـ بودیم، و با یک وسیلۀ شخصی از قم به طهران میآمدیم و من هم در معیّت ایشان بودم و کس دیگری در ماشین نبود، ما هم طلبه بودیم و بحثمان گل کرد؛ حالا ایشان مرض قلب داشت و ایشان را برای کسالت قلبی به دکتر میبردیم! به ایشان عرض کردم: آقا، دایرۀ متابعت از ولایت فقیه در چه محدودهای است؟ انسان در چه حدودی میتواند از ولایت فقیه متابعت کند؟ البتّه این بحث از بحثهای خیلی مشکلی است که نه دری دارد و نه دروازهای! ایشان
- امثال و حکم، دهخدا، ج 3، ص 1300.
- لغتنامۀ دهخدا: «کاه دود: در قدیم رسم بودکه اگر داینی دین خود را نمیپرداخت، طلبکار مقداری کاه بر در خانۀ او میآورد و دود میکرد؛ و بدین مناسبت، کاهدود گذاشتن و کاهدود کردن کنایه شده است از مطالبۀ جدّی و سخت گرفتن بر بدهکار.»

