لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
25میگوید: لابدّ اینهم از آن سؤالات معمولی است، ولی میبیند مانند سؤال قبلی است؛ لذا دوباره در حد یک ثانیه تأمّلی میکند، سپس دوباره قلم را به دوات میزند و جواب را مینویسد. فیالمجلس جواب این ده، دوازده مسئله را مینویسد و به آن شخص میدهد و میگوید: بفرمایید! او هم میگیرد و بلند میشود و میرود.
بعد از چند روز آقا میرزا حسن نجمآبادی میبیند در خانه را میزنند. در را باز میکند، میبیند همان شخص است. میگوید: «چرا نرفتی؟!» آن شخص میگوید: «رفتم و آمدم!» میگوید: «بله! سؤالها را بردی و استفتا کردی؟!» میگوید: «بله، جواب همه را نوشت؛ بفرمایید!» ایشان پنج شش ماه زمان برای پاسخ به سؤالات در نظر گرفته بود، لذا قبل از اینکه آن نامه را ببیند، میگوید: «این مرد یا نابغه است یا دیوانه؛ مطلب از این دو حال خالی نیست!» وقتیکه نگاه میکند، میبیند تمام جوابها درست است. آنوقت برای اهالی زنجان مینویسد: «ایشان از من هم بالاتر است، چه برسد به محرز بودن مرجعیّت ایشان که آن بهجای خود.»
ایشان یکچنین کسی بوده است!1
دربارۀ اتّصال و تهذیب نفس ایشان قضیّهای نقل میکنند. خادم ایشان میگوید:
یک روز درِ منزل به صدا درآمد. رفتم در را باز کردم دیدم چند نفر از مُعَنوَنین شهر، از تجّار معروف، از زهّاد و عبّاد، از ریشحناییها، از آنهایی که معتمد بازار و ملّت هستند، دم در هستند. به ایشان گفتم: اگر کاری با آقا دارید بفرمایید! خدمت آقا آمدند. یکی از آنها سندی از جیب خود درآورد و در مقابل ایشان گذاشت و گفت: «طبق این سند، اموال فلانکس که از دنیا رفته است، در این مصارف باید خرج شود و مال دیگری هم ندارد؛ و افرادی که آمدهاند و ادّعا میکنند، آنها طبق این سند محکوم هستند و راه بهجایی ندارند.»
- جهت اطّلاع از عظمت و جلالت علمی حاج ملاّ قربانعلی زنجانی، همچنین رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص 64، تعلیقه.

