لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
23میگویم!» یعنی: میرزا حسن نجمآبادی، حاج میرزا حبیباللَه رشتی و حاج میرزا حسن شیرازی.1 میرزا حسن نجمآبادی گفت: «من ایشان را امتحان میکنم و بعداً به شما جواب میدهم.» ایشان برای إختبار، مسائلی را مطرح کرد که فقط خودش از عهدۀ جواب آن مسائل برمیآمد. خب کسانی که اطّلاع و تظلّع بر فقه دارند توانایی علمی طرح چنین مسائلی را از باب إختبار و امتحان دارند تا ببینند طرف مقابل چند مرده حلاّج است! مطالبی را مطرح کرد و بهدست آن کسی که از آنجا آمده بود، داد و گفت: «ببر و جوابش را بیاور!» حدود ده، دوازده مسئله از مشکلترین مسائل فقهی بود و در پیش خودش هم خیال میکرد که حدود شش ماه طول میکشد تا او بخواهد این مطالب را ببیند و بعداً به مصادر و کتب خودش مراجعه کند.
آن شخص میآید و نامه را میآورد. در میزند، خادم میگوید: کیست؟ در را باز میکند، داخل میشود و میگوید: نامهای آوردهام و استفتائی از ایشان راجع به ده، دوازده مسئله میخواهم. دأب مرحوم حاج ملاّ قربانعلی زنجانی این بود که: وقتی کاغذی میآمد و مسائلی را از ایشان سؤال کرده بودند، قبل از اینکه به مسئله نگاه کند، قلم را در مرکب میزد و سپس مسئله را میدید، وقتیکه مسئله را میدید، دیگر پشت سرش با همان قلم مینوشت. دوباره قلم را به دوات میزد و بعد به مسئلۀ بعدی نگاه میکرد و ... یعنی همراه با قلم زدن به دوات، به مسئله نگاه میکرد و جوابش را هم مینوشت؛ اینقدر ایشان حاضرالذّهن بود. دأب ایشان این بود؛ اصلاً یک شخص عجیبی بود!
آن شخص میآید و خدمت ایشان مینشیند و این کاغذ را به دست ایشان میدهد. ایشان هم طبق دأب خودش، قلم را به دوات میزند و نگاه میکند و میبیند عجب، مانند سؤالات معمولی نیست؛ دوباره یک نگاه میکند و قلم را میزند و جواب را مینویسد. برای بار دوّم قلم را به دوات میزند و به سؤال دوّم نگاه میکند و
- مطلع انوار، ج 3، ص 334.

