لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
22استادشان که اصلاً کتابی نخوانده بود، مراجعه میکردند؛ و آنها نیز این مسئله را برای ایشان بیان میکردند. چنانکه در احوالات استاد شیشهگر است که شاگردان ایشان که بعضی از آنها مجتهد مسلّم بودند، وقتی در یک مسئله به اشکال لاینحلّی برخورد میکردند، خدمت ایشان میآمدند و ایشان مسئله را برای آنها بیان میکرده است؛ امّا به کس دیگری نمیگفتند، چون اینها نمیتوانند مطلب را برای دیگران بیان کنند.
حکایتی در کیفیّت استنباط و تضلّع علمی علمای باللَه و متّصل به عالَم غیب
یکی از علمای بسیار بزرگ و صاحب نفَس، مرحوم حاج ملاّ قربانعلی زنجانی بود، ایشان شاگرد شیخ انصاری بود و از شیخ اجازۀ اجتهاد داشت. ایشان آمده بود در زنجان و متصدّی فتوا شده بود، مقام علمیّت ایشان از نقطۀ نظر ظاهر، عجیب بود، بهطوری که علمای دیگر را تحت نفوذ خود درآورده بود و در اندک زمانی مرجعیّت کلّ زنجان و توابع و شهرهای دیگر به ایشان اختصاص پیدا کرده بود. دأب و دَیدن افراد این است که تا میبینند شخصی از لحاظ موقعیّت اجتماعی در حال ترقّی است، به سرعت جلویش را میگیرند و شروع میکنند به تحریک افراد و پخش کردن مطالبی بر علیه او در اینطرف و آنطرف؛ و این مسئله همیشه بوده و هست و خواهد بود!
شروع کردند به تحریکات و اینکه ایشان سواد ندارد و علمای دیگری هستند که اهلیت مرجعیّت دارند، و امثال ذلک.
لذا [منتقدین و مخالفین] به طهران آمدند و خدمت مرحوم حاج میرزا حسن نجمآبادی رسیدند، که مرجعیّت مطلقۀ طهران به ایشان اختصاص داشت و ایشان یکی از سه شاگرد مبرّز شیخ انصاری بود، یکی هم حاج میرزا حبیباللَه رشتی بود و یکی هم حاج میرزا حسن شیرازی. بعضی میگویند: «حاج میرزا حسن آشتیانی هم جزء این چهارتا بوده است.» امّا شیخ میگفت: «من تنها برای این سه نفر درسم را

