لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
21ایشان، ایشان را نمیشناخت. من یک بار با او صحبت میکردم، دیدم نمیشناخت که ایشان کیست! بقّال روبهروی منزل ایشان، ایشان را نمیشناخت، حتّی گاهی از اوقات حرفهایی هم پشت سر ایشان میزد.
حالا امام صادق بیایند بگویند: ای اهل دنیا، بیایید از آقای حدّاد تبعیّت کنید! مگر امکان دارد؟! آن شخصی که عالم است و از هویٰ گذشته است و سری به کتب دارد و همه نیز او را به فضل و علم میشناسند، هنگامی که سخنی میگوید، به او تهمت فرو رفتن در هویٰ و خلط حقایق با امور باطل میزنند؛ حالا وای به اینکه اگر شما بگویید: این مطلب را فلان شخصِ ولیّ گفته است، دیگر ببینید کاهدود راه میاندازند! مگر کسی قبول میکند؟!
بنابراین قطعاً متابعت مطلق از ولایت فقیه به آن فقیهی اختصاص دارد که جامع بین ظاهر و باطن باشد. این منظور است و الاّ محال لازم میآید و امکان ندارد که امام شخصی را که ولیّ است معرّفی بکند؛ «أولیائی تَحتَ قِبابی، لا یَعرِفُهُم غَیری.»1
[کسی حرف اولیائی که شناخته شدهاند را] قبول نمیکند، چون با منافع خودشان در تضاد است! میگویند: آقا، این حرفی که ایشان زده، از روی هویٰ زده است؛ این کتابی که نوشته بهخاطر خودش و بهخاطر اینکه خودش را مطرح کند، نوشته است! چه کسانی این مطالب را میگویند؟ آنهایی که عمری او را میشناسند. آنوقت حضرت بیاید و ولیّ را معرّفی کند؟!
آن شخص نیز ظاهراً مطلب ما را قبول کرد و دیگر چیزی نگفت.
رجوع برخی از فقها به بزرگان و اولیای باللَه برای استنباط احکام شرعی
لذا میبینیم بسیاری از بزرگان و اولیائی که عالم باللَه هستند، در عین اینکه خود مجتهد مسلّم بودهاند، در برخی از اوقات برای استنباط احکام شرعی، به
- إحیاء علوم الدین، ج 5، جزء 14، ص 147؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج 4، ص 181. معاد شناسی، ج 5، ص 106:
«اولیای من در تحت قبّههای من هستند و غیر از من، هیچکس آنها را نمیشناسد.»
- إحیاء علوم الدین، ج 5، جزء 14، ص 147؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج 4، ص 181. معاد شناسی، ج 5، ص 106:

