لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
19اجتهاد و به ولایت رسیده باشند؛ لذا باید بهطور مطلق و بهطور کامل از آنها متابعت کرد ولَو بَلَغَ ما بَلَغَ، به هر جایی که میخواهد برسد، برسد!
من آنجا به ایشان عرض کردم: اینکه ولیّی که به آن مقام برسد میتواند هر کاری انجام بدهد، درست است و شکّی در این مسئله نیست؛ امّا صحبت در این است که امام علیه السّلام چطور ممکن است آن ولیّ را به مردم معرّفی کند؟ و به عبارت دیگر: در اینجا مقام اثبات محقّق نمیشود!
آن ولییّ که غائب است و او را همسایۀ دیوار به دیوارش نمیشناسد، چگونه امام صادق علیه السّلام میتواند او را برای همۀ مردم معرّفی و روشن کند؟! مگر امکان دارد؟! آن ولییّ که حتّی زن و بچّهاش نمیدانند به کجا و به چه مقاماتی رسیده است و بصیرت او به چه افقهایی دسترسی دارد و به چه افقهایی راه پیدا کرده است، برای امام صادق و پیغمبر علیهما السّلام امکان ندارد که بگویند: ای مردم، بیایید از این ولیّ متابعت کنید! درحالیکه این ولیّ خودش را عمداً میپوشاند و در ستار و پرده قرار میدهد. مقام اثبات اصلاً در اینجا محقّق نمیشود.
بر فرض اینکه حضرت خضر علیه السّلام دارای مقام ولایت باشد، مگر کسی میتواند به او دسترسی پیدا کند؟ بله، اگر شخصی به مقام ولایت برسد متابعت از او در هر حالی واجب است و همۀ اوامر او را بدون چونوچرا باید عمل کرد؛ ولی چه کسی میتواند به ولیّ دسترسی پیدا کند؟ امام صادقی که برای چهارصدتا شاگرد میفرماید: «اگر کسی به مقام ولایت فقیه برسد، فَلِلعوامِ أن یُقلِّدوهُ»1 ـ که تقلید را در
- الاحتجاج، ج 2، ص 458:
«فأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِنًا لِنَفسهِ، حافِظًا لِدینِهِ، مُخالِفًا علیٰ هَواهُ، مُطیعًا لِأمرِ مَولاهُ، فَلِلعَوامِ أن یُقَلِّدوهُ؛ و ذَلِکَ لا یَکونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشّیعةِ، لا جَمیعَهُم. فإنّهُ مَن رَکِبَ مِنَ القَبائِحِ و الفَواحِشِ مَراکِبَ فَسَقَةِ العامّةِ، فَلا تَقبَلوا مِنّا عَنهُ شَیئًا و لا کَرامةً!»
اسرار ملکوت، ج 1، ص 75:
«و امّا آن فقیهى که نفس خویش را از دستبرد شیطان محافظت نماید و بر حفظ و حراست از دین خود سخت کوشا باشد و مخالفت با هواهاى نفسانى را آنى از آنات فرو مگذارد و در هر حال و در هر شرایط کاملاً مطیع امر پروردگار باشد، پس بر عوام واجب و فرض است که از او تقلید نمایند؛ و چنین تصوّر نشود که تمامى فقهاى شیعه واجد این شرایط و صفاتاند، بلکه فقط اندکى متحقّق به این اوصاف مىباشند.
همانا اگر مشاهده کردید فقیهى از فقهاى شیعه مرتکب فعل قبیحى شد و امر او در انجام امور زشت و حرام همچون فسّاق از عامّه گردید و در تکالب و تسابق بر امور دنیاى دنىّ و احراز ریاسات و زعامتهاى اعتبارى چونان افراد مادّى که هدف و غایت و همّتى جز رسیدن به مطامع دنیوى و توغّل در کثرات و شهوات ندارند مىباشد، پس حرام است از آنان تقلید نمایید و جایز نیست مطلبى را راجع به ما از ایشان بپذیرید و احکام خود را از اینان سؤال نمایید، و اگر مطلب و مسأله با ارزشى را از ما مطرح نمودند نپذیرید؛ (زیرا دیگر هیچ اعتبار و اعتمادى به بیان و کردار آنان نمىباشد).»
- الاحتجاج، ج 2، ص 458:

