موضع مشرکین یهود و نصاری در قبال دو جنبۀ بشری و وحیانی رسول خدا
5تبدیل به آب شده است و این آب رقیق میشود و تبدیل به بخار میشود.
وقتی که آن نور مجرّد از ناحیۀ پروردگار نزول پیدا میکند و به این عالم میرسد، مادّه میشود؛ اگر همین مادّه صعود پیدا کند، وجود مجرّد میشود. نه اینکه وقتی شیئی لباس مادّه به خود گرفت، دیگر هیچگونه تغییر و تحوّلی در آن راه ندارد؛ بلکه همین مادّه دوباره تبدیل به مجرّد میشود، و آن مجرّد تبدیل به مادّه میشود، و دوباره این مادّه تبدیل به مجرّد میشود و مجرّد تبدیل به مادّه میشود؛ یک حرکت صعودی و نزولی در این عوالم ربوبی وجود دارد. بنابراین، هیچگونه فرقی بین عالم مادّه و بین عالم مثال و سایر عوالم ملکوت و جبروت و لاهوت وجود ندارد؛ یک فیض پروردگار است که پایین میآید و به این شکل درمیآید، این شکل بالا میرود و به شکل دیگر درمیآید؛ «صورتی در زیر دارد، آنچه در بالاستی.»1
دو وجود در عالم نیست که ممتاز و متمایز از همدیگر باشند، بلکه یک وجود سیّال است که کش پیدا میکند و میآید و اینطور میشود، دوباره برمیگردد و آنطور میشود و به آن کیفیّت درمیآید. لذا توجّه به عالم مادّه از نقطۀ نظر اشتغال و رادع و مانع بودن انسان از ذکر پروردگار، فرقی با توجّه انسان به عالم مثال ندارد، هر دو دنیا است؛ منتها چون ما در این دنیا هستیم و از این دنیا بیرون نمیرویم اسم این را دنیا گذاشتند، ولی هرجا که موجب بشود انسان از پروردگار انحراف و انصراف پیدا بکند، آنجا برایش دنیا است، گرچه اسم دنیا بر آن اطلاق نشود.
کیفیّت نفوذ شیطان در عوالم هستی
﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ * وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ﴾.2
- تحفة المراد، شرح قصیدۀ میرفندرسکی، ص 21.
- سوره زخرف (43) آیه 36 و 37. معاد شناسى، ج 3، ص 243:
«و کسى که از یاد خداوند رحمان إعراض کند، ما بر او شیطانى را مىگماریم که پیوسته با او قرین و ملازم است * و آن شیاطین پیوسته آنان را از راه خدا باز میدارند، و آنان چنین گمان مىکنند که راهیافتگاناند.»

