موضع مشرکین یهود و نصاری در قبال دو جنبۀ بشری و وحیانی رسول خدا
17لرزید و گفت: «از کجا میگویی که جبرئیل کیست؟! این اسم را از کجا آوردهای؟! این اسم را از کجا میدانی؟! چطور در جایی که تمام مردم بتها را میپرستند، اسم جبرئیل را میدانی؟! جبرئیل کسی است که اگر بر زمین بیاید تمام خیرات را با خودش به زمین میآورد؛ او کسی است که بر پیغمبران وحی میآورد! این اسم را از کجا آوردهای؟!»
حضرت خدیجه به ورقة بن نوفل میگوید: «چگونه است اگر کسی یکچنین شخصی را ببیند؟»
ورقة بن نوفل میگوید: «قطعاً او از پیامبران است!»
حضرت خدیجه میگوید: «آیا در کتب تورات و انجیل داریم که: شخصی که پدر و مادر خود را در طفولیّت از دست داده است و عموی او تکفّل او را کرده است، و زنی از قریش امورات او را بر عهده دارد، جبرئیل بر او نازل میشود؟»
ورقه بن نوفل میگوید: «بله، ما در انجیل و تورات داریم: ”پیغمبری مبعوث خواهد شد که در طفولیّت، پدر و مادر خودش را از دست میدهد و عموی او تکفّل او را میکند و زنی بزرگوار از قریش، تمام امورات او را بر عهده میگیرد.“» ورقة بن نوفل شروع میکند از حالات پیغمبر اکرم در کتاب انجیل برای حضرت خدیجه بیان میکند!
حضرت خدیجه میگوید: «شوهر من یکچنین ادّعایی میکند و میگوید: ”جبرئیل بر او نازل میشود!“»
ورقة بن نوفل میگوید: «اگر یکچنین قضیّهای باشد، احتیاج و نیاز به امتحان دارد!»
حضرت خدیجه از پیش ورقة بیرون میآید و سراغ عَدّاس میرود. عَدّاس یکی از راهبان پیری بود که ابروانش سفید و روی چشمش آویزان شده بود. حضرت خدیجه میگوید: «از تو سؤالی دارم! جبرئیل چه کسی است؟»
دوباره تا عدّاس اسم جبرئیل را میشنود، لرزه بر اندامش میافتد و سر به سجده میگذارد و میگوید: «این چه اسمی است که تو آوردی؟! همچنین اسمی در

