اعجاز قرآن در تطبیق نظام تکوین با تشریع
9علیهم السّلام اشعار بسیاری سراغ داریم که تمام آنها مکارم اخلاق و تمام آنها مطالب عالی و راقی است!1 و اینها شعر نبوده است.
بینتیجه بودن دسیسۀ دار النّدوه و تهمت ساحری به پیامبر اکرم
کفّار گفتند: «ما میگوییم: قرآن شعر است!»
ولید بن مغیره گفت: «کدامیک از این آیات قرآن، منطبق با شعر است؟! اشعار جاهلی در دست ما است؛ این آیات قرآن که با آنها منطبق نیست!»
فکری کردند و گفتند: «پس میگوییم: این شخص، مجنون است!» ولی بعد گفتند: «خب، این افراد از بیرون میآیند و او را میبینند و با او صحبت میکنند؛ وانگهی مگر تا بهحال آثاری از جنون در او مشاهده کردهایم؟!»
دیدند که اینطور هم نشد؛ گفتند: «میگوییم که او کاهن است و إخبار از مغیبات میدهد!»
ولید گفت: «این هم نمیشود؛ چون در اینصورت آنها میآیند و مطالب او را میشنوند و میبینند که با مطالب کَهَنه مطابقت نمیکند و منطبق نیست!»
گفتند: «پس میگوییم: ساحر است!»
ولید گفت: «ساحر به چه کسی گفته میشود؟»
آنها گفتند: «ساحر کسی است که بین دو شخص متباغضَین، محبّت و اُلفت ایجاد میکند؛ و بین دو شخص متئانسَین، دوری و جدایی ایجاد میکند!»
ولید گفت: «این، درست است؛ بهخاطر اینکه این شخص باعث میشود که پدر از فرزند و فرزند از پدر، و زن از شوهر و شوهر از قوم و أقربای خود جدا بشود، و هر شخصی بهواسطۀ تشرّف به دین اسلام و گرایش به پیغمبر اکرم، طبعاً مورد طرد فامیل خود قرار میگیرد و از آنها جدا میشود. این حرف، حرف خوبی است!»
از آن به بعد اسم پیغمبر را ساحر گذاشتند! و هر کسی پیغمبر را صدا میزد، میگفت: «یا ساحر!»2
چگونگی تأثیر آیات قرآن بر ولید بن مغیره و مقابلۀ قریش با او
نقل میکنند:
- از باب نمونه رجوع شود به دیوان امیرالمؤمنین علیه السّلام.
- بحار الأنوار، ج 18، ص 167.

