اعجاز قرآن در تطبیق نظام تکوین با تشریع
7نکات دقیق و ظریفی که واقعاً میتوان گفت که یکچنین ذهنی به این سلاست و یکچنین ذوقی به این کیفیّت، شاید در حدّ إعجاز مینمود! بیان مطالبی که نشان میداد مسیر آنها در مسیر منحطّی قرار گرفته بود؛ این را میگفتند: شعر.
و چون برای قرآن کریم از نظر تأثیر در عذوبتِ کلام و در سلاست و تأثیر آن در نفوذ و نفوس، به هیچ وسیله و عیاری نتوانستند محَکی قرار بدهند، قرآن کریم را از نقطۀ نظر سلاست و بیان مطلب، به تأثیر و نفوذ اشعار جاهلی تشبیه کردند!
منظور از شعر مذموم و مکروه در روایات ائمّه علیهم السّلام
لذا اینکه ما در روایات میبینیم که گفتن شعر کراهت دارد و مکروه است،1 منظور از این شعر، خیالات است؛ امّا گفتن اشعار صحیح و بیان مطالب اخلاقی و مکارم، که شعر نیست. همانطوریکه بیان یک مطلب و معنا باید در قالب لفظی بگنجد، در آن قالب لفظی ـ که عبارت است از ترکیبات کلمات ـ چه فرقی میکند که آن کلمات بهطور نثر اداء بشود یا بهصورت نظم؟! نظم و نثر، دو قالب برای اداء و ایراد معنا هستند. بهترین معنا و بهترین مطلب، آن مطلبی است که بهتر در ذهن مخاطب قرار بگیرد و بهتر او را تلقّی کند. بنابراین اگر ما بتوانیم برای رساندن مطلب و معنای خود، قالبی را انتخاب کنیم که در ذهن مستمع، شیرین و جالب جلوه کند، این چه اشکالی دارد؟! این که عین حُسن است و موافق با فطرت و منطق است!
روی این حساب، آن افرادی که شعر را بهطور کامل مورد مذمّت قرار میدهند، آنطور که بایدوشاید مقصود و منظور از شعر را در نیافتهاند. شعر عبارت است از: ایراد مطلب خیالی و خیالپروری و مطلبپردازیِ ذهن بهطور واهی، و ایراد آن و تأثیر آن در ذهن مستمع و مخاطب؛ و در این قضیّه فرقی نمیکند که ایراد آن مطلب، مسجّع باشد یا دارای مصرع باشد یا بهصورت نثر باشد و یا بهنحو رمان باشد، و به تمام اینها شعر گفته میشود و کراهت دارد. ولی بیان اشعاری که حاکی از اعتقادات اصیل و بیان مکارم اخلاق است، شعر نخواهد بود! چطور اینکه ما از ائمّه
- وسائل الشّیعة، ج 7، ص 403.

