اعجاز قرآن در تطبیق نظام تکوین با تشریع
11ولید شروع به تفکّر میکند و بعد به اتّفاق ابولهب، در اجتماع قریش میآید و به آنها میگوید: «آیا شما خیال میکنید که این شخص، شاعر است؟!»
میگویند: «نه!»
میگوید: «آیا خیال میکنید که این شخص، کاهن است؟! آیا از او مطالبی را که از کَهَنه سر میزند، شنیدهاید؟!»
میگویند: «نه!»
میگوید: «آیا خیال میکنید که مجنون است و این مطالبی که میگوید، در حال إغما و جنون از او تراوش کرده است؟!»
میگویند: «نه، ما سابقۀ جنون از او ندیدهایم!»
ولید میگوید: «بنابراین هیچ راه و چارهای نیست مگر اینکه بگوییم که این کلام، کلام ساحر است! چون همانطور که ساحر در نفوس تأثیر میگذارد و نفوذ میکند و در قلوب راه پیدا میکند، هیچ مفرّی از این نداریم که بگوییم که تأثیر کلام او، همان تأثیر سحر است!1
لذا این آیات قرآن برای ولید میآید که:
﴿ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ * ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ * فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ * إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾.2
«(ولید) میگوید: این سحری است که در نفوس تأثیر گذاشته است * این قول بشر است منتها سحر است! (نه اینکه این قول، آنطوریکه این شخص ادّعا میکند که از طرف غیب آمده است، قول پروردگار است!)»
اعجاز قرآن یعنی استماع آیات قرآن و تأثیر معنوی آن در قلوب
تأثیر قرآن مجید به حدّی بود که فقط کافی بود یک نفر از اعراب به مکّه بیاید و چند آیه از آیات قرآن مجید را از زبان مبارک پیغمبر استماع کند و آنگاه مسلمان بشود! ما این را میگوییم: معجزه؛ و به همین میگوییم: دلیل! یعنی استماع آیات قرآن و تأثیر معنوی آن در قلوب، إعجاز قرآن است؛ نه آنطور که دیگران میگویند
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 584؛ کشف الأسرار و عدّة الأبرار، ج 10، ص 283.
- سوره مدّثّر (74) آیات 21 ـ 25.

