اعجاز قرآن در تطبیق نظام تکوین با تشریع
10وقتی آیات اولیّۀ سورۀ غافر: ﴿حمٓ * تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ * غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ ذِي ٱلطَّوۡلِ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾،1 (این آیات واقعاً آیات عجیبی است!) بر پیغمبر نازل شد، پیغمبر این آیات را در مسجدالحرام بلندبلند قرائت میکردند، بهنحویکه افرادی که دور آن حضرت بودند، متوجّه بشوند که چه آیاتی بر پیغمبر نازل شده است؛ این رسم و دَیدن پیغمبر اکرم بود. ولید بن مغیره پیش پیغمبر میآید و این آیات را میشنود؛ خُب، آیات عجیبی است و پیغمبر همینطور این آیات را قرائت میکنند، و در او تأثیر میگذارد و متفکّراً به منزل خود میرود و مدّتی از منزل بیرون نمیآید.
قوم و قبیلۀ قریش متوجّه میشوند که علّت عزلت ولید بن مغیره، استماع آیات قرآن بهواسطۀ پیغمبر است! اجتماعی تشکیل میدهند و میآیند و مشورت میکنند؛ چون اگر ولید بن مغیره که یکی از بزرگترین افراد قریش و از صنادید آنها بهحساب میآید، به پیغمبر گرایش پیدا بکند، دیگر کار بقیّه تمام است!
ابولهب ـ که آتشبیار معرکه بود و هیچ واقعهای نبود الاّ اینکه ما ردّ پای این شخص را در آن واقعه میبینیم ـ میگوید: «من این مطلب را فیصله میدهم!» و نزد ولید بن مغیره میآید و خودش را به ناراحتی میزند و همینطور مینشیند!
ولید میگوید: «چه شده است؟»
ابولهب میگوید: «آخر تو آبرویی برای ما نگذاشتهای، و آبروی قریش را بردهای! تو تمام مقصد و اهتمام قریش بودی و همه به تو اتّکا داشتند، تو آمدی و کلام این شخص را بزرگ جلوه دادهای و برای مردم تزیین کردهای و گفتهای: ”این کلام، کلام عجیبی است، و این کلامی است که ما فوق کلمات است، و این کلامی است که بالاتر از او کلامی نیست!“ تو آمدهای و آیات این شخص را اینطور برای مردم توجیه کردهای! دیگر آبرویی برای ما باقی نمانده است!»
- سوره غافر (40) آیات 1 ـ 3. ترجمه:
«حم * این قرآن کتابی است که از جانب خداوند مقتدر دانا به تدریج فرود آمده است * خداوندِ بخشایندۀ گناهان و قبولکنندۀ توبه که عقابش شدید و دارای سعه و فضل و انعام است. معبودی جز او نیست و بازگشت همگان بهسوی اوست.»
- سوره غافر (40) آیات 1 ـ 3. ترجمه:

