اعجاز قرآن در تطبیق نظام تکوین با تشریع
4آنطرف به مکّه میآمدند و تحت تأثیر کلام پیغمبر، مسلمان میشدند و به اوطان خودشان بر میگشتند. بسیاری از جوانها و افراد صالحی که در حول و حوش بزرگان مکّه و صنادید آنها نبودند و ذهن آنها در تلقّیِ مطالب، تا حدودی ذهن مصفّایی بود، کمکم به پیغمبر گرویدند؛ و این خود موجب شد که بزرگان قریش به تشویش و اضطراب بیفتند، و لذا اجتماعی را در دار النّدوه تشکیل دادند.
ولید بن مغیره در آن اجتماع آمد و گفت: «ما بزرگان قریش دارای اصل و نسب و حسب هستیم، و افراد از اطراف به ما رجوع میکنند و در تلقّی مطالب از ما استمداد میکنند و ما را در حلّ اختلافات خود، مرجع و حاکم قرار میدهند. اگر قرار باشد که دربارۀ محمّد در میان ما اختلاف وجود داشته باشد، ما نمیتوانیم آنها را قانع کنیم و آنها در ما تشتّت و اضطراب و چند رنگی میبینند؛ لذا کمکم آن موقعیّت و آن محبوبیّتی که در میان قبایل و آن شرافتی که در میان افراد داشتیم، از بین میرود! باید چارهای بیندیشیم!»
آنها گفتند: «ما برای رفع این محذور اعلام میکنیم که: این شخص شاعر است و کلمات مسجّعی را بهدنبال هم ترکیب کرده و بهصورت شعر در آورده است، و این مطالب همه شعر و خیالات است!»1
تفاوت قالب شعری و محتوای شعری
شعر در اصطلاح و لغت به معنای خیالبافی است؛ به مطالبی که حکایت از یک امر خیالی و وهمی کند، شعر میگویند؛ ﴿وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلۡغَاوُۥنَ﴾.2
همانطوریکه در آن زمان و در میان أعراب مرسوم بود، محدودۀ فکری آنها و نهتنها آنها، تمام مردم و افراد عامّی و افرادی که بویی از معنویّت و حقیقت و واقعیّت به مشام آنها نخورده است، در محدودۀ هواهای نفسانی و خیالات و اوهام است و از
- بحار الأنوار، ج 18، ص 167.
- سوره شعراء(26) آیه 224. حیات جاوید، ص 81:
«شعرا را افراد گمراه و منحرف پیروى مىکنند (زیرا پایه و اساس مرام و مشى آنها بر مبانى متین و راسخ استوار نیست).»

